<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت منابع انسانی در ورزش</title>
    <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/</link>
    <description>مدیریت منابع انسانی در ورزش</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>آثار جهانی ‌شدن و مهاجرت ورزشکاران نخبه بر توسعه استعدادها در ورزش‌های حرفه‌ای: یک مرور دامنه‌ای</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3509.html</link>
      <description>هدف: جهانی ‌شدن و افزایش مهاجرت ورزشکاران به لیگ‌های مختلف از پدیده‌ای مهم در ورزش حرفه‌ای هستند که اثرات قابل‌توجهی بر توسعه استعدادها دارند. این پژوهش به بررسی آثار جهانی ‌شدن و مهاجرت ورزشکاران نخبه بر فرصت‌های توسعه استعدادهای بومی می‌پردازد.روش‌شناسی: این مطالعه با استفاده از روش کیفی مرور دامنه‌ای بر اساس چارچوب پنج مرحله‌ای آرکسی و اومالی (2005) انجام شده است. داده‌های پژوهش از 16 مقاله علمی و 2 فصل کتاب استخراج گردیده است. این داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار ATLAS.ti 24 دسته‌بندی و تحلیل گردید.یافته‌ها: جهانی شدن منجر به افزایش مهاجرت ورزشکاران شده و پیامدهای مثبت و منفی را بر کشورهای مبدا و کشورهای مقصد. دارد. مهاجرت ورزشکاران نیز اثراتی بر فرصت‌های رشد و توسعه استعدادهای بومی دارد. نهادهای حاکم استراتژی‌های حمایتی و برون‌سپاری را برای حمایت از استعدادهای بومی تدوین کرده‌اند. استراتژی‌های حمایتی شامل الزامات قانونی، اجرای برنامه‌های رشد و پرورش استعدادها، سرمایه‌گذاری باشگاه‌ها و آکادمی‌ها، توسعه لیگ‌ها، توسعه آکادمی‌ها و برنامه‌های حمایتی می‌باشد.نتیجه‌گیری: جهانی ‌شدن و مهاجرت ورزشکاران نخبه شرایط جدیدی را برای توسعه استعدادهای بومی فراهم کرده است که هم‌زمان فرصت‌ها و چالش‌هایی به ‌دنبال دارد. سازمان‌های ورزشی ملی باید رویکردهای خود را به ‌طور جدی بازنگری کنند و استراتژی‌هایی هم‌راستا با نیازهای محلی و جهانی را تدوین نمایند که هم از مزایای جهانی ‌شدن بهره‌برداری کرده و هم از معایب آن جلوگیری نمایند. این فرآیند نیازمند همکاری‌های بین‌المللی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بومی و توسعه برنامه‌های استعدادیابی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل توسعه منابع انسانی الگوریتمی در وزارت ورزش و جوانان ایران</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3414.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر باهدف ارائه مدل توسعه منابع انسانی الگوریتمی در وزارت ورزش و جوانان ایران طراحی گردید. روش‌شناسی: پژوهش حاضر ازجمله پژوش‌های کیفی بود که به‌صورت میدانی اجرا گردید. روش کیفی مورداستفاده در پژوهش حاضر از نوع داده بنیاد بود. مشارکت‌کنندگان در پژوهش حاضر شامل خبرگان آگاه به موضوع پژوهش بودند. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و با رویکرد انتخاب نمونه‌ همگون و درعین‌حال با رعایت حداکثر تنوع نمونه‌گیری شدند و تا رسیدن به اشباع نظری تعداد ۱۳ مصاحبه شکل گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌های کیفی از کدگذاری با استفاده از روش گرانددتئوری نوع گلیزر به صورت کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد جهت توسعه منابع انسانی الگوریتمی در وزارت ورزش و جوانان فرایند بسترسازی، آموزش،‌ استقرار، فرهنگ‌سازی و تداوم وجود دارد که می بایستی به صورت مطلوبی عملیاتی گردد. همچنین نتایج نشان داد که توجه به برخی عوامل از جمله عوامل نظارتی و ترویجی نقش حمایتی اساسی در این فرآیند دارند که می‌تواند زمینه ساز توسعه مدیریت منابع انسانی الگوریتمی گردد.نتیجه‌گیری: دراین‌بین عوامل ترویجی ازجمله شفاف‌سازی، ابزارها و نظارت و ارزیابی و عوامل نظارتی ازجمله بانک اطلاعاتی،‌ سیستم انگیزشی، تحول مدیریتی و تعالی درونی می‌تواند نقش حمایتی در مسیر توسعه منابع انسانی الگوریتمی در وزارت ورزش و جوانان داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل توسعه حرفه‌ای معلمان تربیت بدنی با تأکید بر نوآوری</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3637.html</link>
      <description>هدف:هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل مفهومی توسعه حرفه‌ای معلمان تربیت‌بدنی با تأکید بر نوآوری بود .روش‌شناسی:پژوهش به‌صورت کاربردی و با روش‌شناسی آمیخته(کمی_کیفی) انجام شد. جامعه آماری، معلمان تربیت بدنی استان خراسان‌جنوبی1403-1402(267 نفر) بودند. در بخش کمی، مطابق جدول مورگان، 155 نفر به‌صورت تصادفی&amp;amp;ndash;طبقه‌ای به‌نسبت جنسیت، از جامعه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق‌ساخته بود که برای سنجش وضعیت رفتار کاری نوآورانه آن‌ها طراحی گردید. روایی و پایایی پرسشنامه با تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و ضریب آلفای‌کرونباخ، تأیید شد. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند جمع‌آوری شد و با رویکرد گراندد تئوری گلیزر بررسی گردید. پس از انجام 24مصاحبه با معلمان شرکت-کننده در مرحله قبل، با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری هدفمند، اشباع نظری حاصل شد . تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزارهای 26 SPSS،23 Amos و 2020MAXQDAانجام شد.یافته‌ها:یافته‌های حاصل از تحلیل عاملی، 21گویه در سه عامل(ایده‌پردازی، ترویج ایده، اجرای ایده)را شناسایی کرد. در بخش کیفی، پس از انجام کدگذاری باز، نظری و انتخابی، مدل مفهومی توسعه حرفه‌ای معلمان تربیت بدنی با تأکید بر نوآوری در 6 مؤلفه برنامه‌ها و سیاست‌ها و آیین‌نامه‌ها، ارزیابی روند کاری، خانواده معلم، امکانات و زیرساخت‌ها، عوامل اقتصادی و فردی تدوین گردید. نتیجه‌گیری:مدل مفهومی پژوهش، چارچوبی کارآمد برای ارتقا کیفیت تدریس و یادگیری در کلاس‌های تربیت بدنی مدارس ارائه داد. این مدل می تواند انگیزه و مهارت‌های معلمان تربیت بدنی را برای انطباق با تغییرات، افزایش دهد. در این راستا، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران با سرمایه‌گذاری در توسعه حرفه‌ای معلمان، کیفیت آموزش و مهارت‌های حرفه‌ای آن‌ها را ارتقا دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی شاخص‌های پایداری هوشمند در سازمان‌های ورزشی: تمرکز بر مدیریت استراتژیک منابع انسانی و تحول سازمانی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3516.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش شناسایی شاخص‌های پایداری هوشمند در سازمان‌های ورزشی است که با تمرکز بر مدیریت استراتژیک منابع انسانی و تحول سازمانی انجام می‌شود.روش شناسی: پژوهش حاصر از نوع مطالعات کیفی و با استفاده از روش داده‌بنیاد و رویکرد ساختگرای چارمز انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران و کارشناسان منابع انسانی در ادارات ورزش و جوانان کشور جمع‌آوری شد و نمونه‌گیری نظری با روش اشباع نظری (14 نفر) انجام گردید. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که شاخص‌های مدیریت استراتژیک منابع انسانی در سازمان‌های ورزشی شامل برنامه‌ریزی استراتژیک، جذب و توسعه استعدادها، ارزیابی عملکرد و ایجاد انگیزه برای حفظ منابع انسانی است. تحول سازمانی از طریق ساختار نوآورانه، توانمندسازی کارکنان، مدیریت تغییر و افزایش همکاری‌های بین‌سازمانی حاصل می‌شود. پایداری هوشمند با تمرکز بر فرهنگ سازمانی پایدار، نوآوری در استراتژی‌های پایداری، تأمین منابع و مشارکت در طرح‌های اجتماعی تقویت می‌شود.نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان داد که یکپارچگی بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی، تحول سازمانی و پایداری هوشمند، موجب ارتقای عملکرد، انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری سازمان‌های ورزشی می‌شود. این هم‌افزایی، زمینه‌ساز توسعه پایدار و تحقق اهداف بلندمدت در محیط‌های پیچیده و رقابتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پدیده زندگی موازی دیجیتال در میان ورزشکاران نخبه</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3590.html</link>
      <description>هدف: تحقیق حاضر باهدف تحلیل پدیده "زندگی موازی دیجیتال " در میان ورزشکاران نخبه انجام شد.روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی و تحلیل مضمون صورت گرفت تا تجارب زیسته ورزشکاران در مواجهه با دوگانگی هویتی بررسی شود. جامعه آماری شامل ۱۵ ورزشکار نخبه از رشته‌های مختلف ورزشی و ۵ استاد دانشگاه در حوزه‌های رسانه ورزشی و مدیریت ورزشی بود. نمونه‌گیری به روش هدفمند و گلوله برفی انجام شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت و فرآیند کدگذاری توسط چند محقق برای اطمینان از دقت و اعتبار انجام شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که عوامل متعددی مانند عوامل فردی و شخصیتی، روانی و احساسی، ارتباطی و اجتماعی، حرفه‌ای و شغلی، فناورانه و رسانه‌ای و فرهنگی و هنجاری در ایجاد پدیده زندگی موازی دیجیتال نقش دارند. این پدیده پیامدهایی نظیر افزایش اضطراب و استرس، فرسودگی روانی، افت عملکرد حرفه‌ای، دوگانگی هویتی، انزوای اجتماعی و کاهش سلامت جسمی را به دنبال دارد. بر اساس این یافته‌ها، راهبردهایی نظیر ارائه مشاوره روان‌شناختی، تعادل بین روابط اجتماعی واقعی و دیجیتال، مدیریت برند شخصی با کمک متخصصان، تفکیک هویت دیجیتال از هویت واقعی، بهبود سلامت جسمی و ارتقاء سواد رسانه‌ای پیشنهاد شدند. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که زندگی موازی دیجیتال به‌طور قابل‌توجهی بر زندگی شخصی و حرفه‌ای ورزشکاران نخبه تأثیر می‌گذارد. اجرای راهکارهای حمایتی و مدیریتی می‌تواند به کاهش اثرات منفی این پدیده کمک کرده و سلامت روان، عملکرد حرفه‌ای و روابط اجتماعی ورزشکاران را بهبود بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و طراحی فرآیند اسطورگی تا ثبات اسطورگی در ورزشکاران</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3519.html</link>
      <description>هدف: تحقیق حاضر باهدف شناسایی و طراحی فرایند اسطورگی تا ثبات اسطورگی در ورزشکاران انجام گرفت.روش شناسی: روش تحقیق حاضر آمیخته بود. نمونه آماری بخش کیفی شامل متخصصان آگاه به موضوع تحقیق بودند. به‌منظور شناسایی این نمونه‌ها، از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده گردید. این نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و درنهایت تعداد 19 نفر به‌عنوان نمونه در بخش کیفی مشخص گردیدند. همچنین جامعه آماری تحقیق حاضر در بخش کمی شامل مربیان، معلمان ورزش، خانواده‌ها، ورزشکاران، هواداران و عموم مردم جامعه ورزش بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در تحقیق حاضر شامل پرسشنامه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌های تحقیق حاضر از کدگذاری و همچنین آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. کلیه روند تجزیه‌وتحلیل داده‌های تحقیق حاضر در نرم‌افزارهای SPSS، PLS و Maxqda انجام شد.یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که فرایند ظهور اسطورگی تا ثبات اسطورگی مؤلفه‌هایی ازجمله نگهداشت، نمادسازی، تثبیت اسطورگی، اسطوره زنده، اسطوره فوت‌شده، تخریب، تردید و پایان اسطورگی وجود دارد که با توجه به روابط مشخص گردید که نگهداشت بر نمادسازی تأثیر معناداری به میزان ۸۸۶/۰ دارد و نمادسازی بر تثبیت اسطورگی تأثیر معناداری به میزان ۸۹۶/۰ دارد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد که تثبیت اسطورگی بر اسطوره زنده تأثیر معناداری به میزان ۹۳۹/۰ دارد و تثبیت اسطورگی بر اسطوره مرده تأثیر معناداری به میزان ۴۸۷/۰ دارد. به عبارتی توجه به مؤلفه‌های شناسایی‌شده نقش مهمی در جهت دستیابی به اثبات اسطورگی ورزشکاران دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل توسعه فرهنگ ورزش دانش‌آموزی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3543.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش طراحی مدل توسعه فرهنگ ورزش دانش‌آموزی بود. روش‌شناسی: برای اجرای این مطالعه از روش تحقیق کیفی مبتنی برنظریه داده بنیاد (رویکرد گلیزر) استفاده شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ ‌ساختار یافته با 16 نفر از اعضای هیئت علمی مدیریت ورزشی، مسئولین تربیت بدنی وزارت آموزش‌ و پرورش و مدیران فدراسیون‌ ورزش دانش‌‌آموزی، گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها با روش کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل و مدل نهایی با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا تدوین گردید.یافته‌ها: طبق نتایج کدگذاری، 76 مفهوم، 16 مقوله فرعی و 7 مقوله اصلی شناسایی شد که شامل ارتقای محیط آموزشی و زیرساخت‌های ورزشی، تقویت منابع مالی و اقتصادی، رسانه و ترویج فرهنگ ورزش دانش‌آموزی، توسعه اجتماعی و فرهنگی، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی پایدار در ورزش مدارس، ارتقای سلامت جسمی و روانی دانش‌آموزان و فناوری و نوآوری می‌باشد. بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که توسعه فرهنگ ورزش دانش‌آموزی، فرآیندی چندبعدی و وابسته به تعامل عوامل ساختاری، آموزشی، فرهنگی و اقتصادی می‌باشد. تحقق این امر مستلزم بهبود کیفیت آموزش تربیت‌بدنی، تأمین منابع پایدار، تقویت مشارکت خانواده و استفاده هوشمندانه از فناوری است. همچنین، توجه به نقش رسانه و طراحی سیاست‌های هماهنگ در سطح ملی می‌تواند موجب ارتقای مشارکت ورزشی دانش‌آموزان و تقویت سرمایه اجتماعی در نسل آینده شود. پیشنهاد می‌شود تدوین نقشه راه جامع برای نهادینه‌سازی فرهنگ ورزش در مدارس در دستور کار سیاست‌گذاران قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی راهکارهای مؤثر در کاهش تخلفات مالی مدیران باشگاه‌های فوتبال لیگ برتر خلیج فارس</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3478.html</link>
      <description>هدف: کاهش تخلفات مالی در باشگاه‌های لیگ برتر فوتبال ایران، از اهمیت بالایی برخوردار است. تخلفات مالی سبب آسیب‌رساندن به برند باشگاه‌ها می‌شود و می‌تواند منجر به کاهش سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و نارضایتی هواداران و چالش‌های مرتبط با منابع انسانی شود. بنابراین، پژوهش حاضر به دنبال آن است که چه راهکارهایی سبب بهبود شفافیت و کاهش تخلفات مالی مدیران باشگاه‌های فوتبال لیگ برتر خلیج فارس می‌شوند. روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی می‌باشد و به روش کیفی با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه شرکت‌کننده در پژوهش شامل: خبرگان مرتبط با موضوع بودند. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته با پرسش‌های باز بود و مراحل تجزیه‌وتحلیل اطلاعات در نرم‌افزار مکس ‌کیو‌دی‌ای نسخه 2020 انجام شد. به‌منظور معتبرسازی نهایی پژوهش از معیارهای اعتبار، انتقال‌پذیری، قابلیت اعتماد و تاییدپذیری استفاده شد.یافته‌ها: باتجزیه‌وتحلیل اطلاعات؛ شناسایی راهکارهای موثر در کاهش تخلفات مالی مدیران باشگاه‌های فوتبال لیگ برتر خلیج فارس، شامل: 89 مضمون فرعی در قالب 6 مضمون اصلی‌: گزارش‌دهی هوشمند، نظارت قانونی فدراسیون، مشارکت هواداران و رسانه‌ها، توسعه فناوری در مدیریت مالی، اصلاح ساختار مدیریتی باشگاه و پیشگیری از فساد در قراردادها می‌باشد. نتیجه‌گیری: کاهش تخلفات مالی در باشگاه‌های فوتبال ایران نیازمند اجرای مجموعه‌ای از اصلاحات ساختاری، مدیریتی و قانونی است؛ که مهم‌ترین آن‌ها شامل بهبود شفافیت مالی و حسابرسی مستقل، اصلاح ساختارهای مدیریتی و تقویت حکمرانی مالی، اجرای قوانین سخت‌گیرانه در تخصیص منابع مالی، مشارکت نهادهای نظارتی بین‌المللی و تقویت مکانیزم‌های گزارش‌دهی تخلفات مالی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تفاوت‌های ارزش‌های کاری در نسل‌های مختلف نیروی انسانی در ورزش اصفهان</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3500.html</link>
      <description>هدف این پژوهش تحلیل تفاوت‌های ارزش‌های کاری در نسل های مختلف نیروی انسانی در ورزش اصفهان بود.این تحقیق به‌صورت کیفی و با استراتژی گراندد تئوری و رویکرد ساخت گرای چارمز، انجام شد. جامعه پژوهش شامل 15 نفر از متخصصان منابع انسانی شامل مدیران و معاونین اداره کل ورزش و جوانان، مدیران هیات های ورزشی، و اعضای هیات علمی دانشگاه های استان اصفهان بود که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تا حد اشباع نظری جمع‌آوری و در سه مرحله شامل کدگذاری اولیه، متمرکز، محوری تحلیل شدند. بعد از کدگذاری، 203 کد اولیه، 32 کد متمرکز و 12 کد محوری شناسایی شد. نتایج نشان داد که تفاوت‌های نسلی در نیروی انسانی ورزش اصفهان در محورهایی نظیر سرمایه انسانی، جامعه شناختی، سطح دانش، سبک رهبری، مهارت، روان شناختی، ماهیت زندگی و کار، دیدگاه سیاسی، اقتصادی، فرهنگ سازمانی، نگرش قانونی و آموزشی تأثیرات قابل‌توجهی دارند. نسل‌های قدیمی‌تر به امنیت شغلی، تعهد و وفاداری تأکید دارند، در حالی که نسل‌های جدیدتر به انعطاف‌پذیری، کار تیمی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین تمایل بیشتری دارند. این تفاوت‌ها می‌توانند چالش‌ها و فرصت‌هایی برای مدیریت منابع انسانی ایجاد کنند.این پژوهش نشان داد که تطبیق سیاست‌های مدیریتی با نیازها و ویژگی‌های نسلی می‌تواند به بهبود تعاملات، کاهش تعارضات و ارتقاء بهره‌وری در سازمان‌های ورزشی منجر شود. پیشنهاد می‌شود مدیران از مدل ارائه‌شده برای طراحی برنامه‌های آموزشی، سیاست‌های انگیزشی و تقویت تعاملات میان‌نسلی بهره‌گیرند. این تحقیق به‌دلیل محدودیت جامعه پژوهش و روش کیفی، پیشنهاداتی برای گسترش و تعمیم‌پذیری در تحقیقات آتی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر بهزیستی معنوی بر کیفیت‌زندگی کاری داوران فوتبال با نقش واسطه‌ای مهارت‌های مقابله‌ای</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3379.html</link>
      <description>هدف: هدف از این پژوهش، بررسی نقش بهزیستی معنوی بر کیفیت‌زندگی کاری داوران فوتبال با نقش واسطه‌ای مهارت‌های مقابله‌ای بود. روش‌شناسی: پژوهش حاضر با توجه به ماهیت توصیفی- همبستگی و از لحاظ زمان مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش داوران رسمی فوتبال استان فارس بودند که با استفاده از روش تمام شمار تعداد 140 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق سه پرسشنامه استاندارد مهارت‌های مقابله‌ای اسمیت و همکاران(۱۹۹۵)، کیفیت زندگی کاری ایلگان و همکاران (2014) و بهزیستی معنوی گلپرور و همکاران (2013) بود. روایی صوری و محتوایی ابزار پژوهش به تایید ده نفر از خبرگان و اعضای هیات علمی (رشته مدیریت ورزشی) رسید. برای بررسی فرضیه‌های پژوهش از معادلات ساختاری با رویکرد واریانس محور و نرم‌افزارهای SPSS23 و Smart-PLS 3.2.8 بهره برده شد.یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد بهزیستی معنوی بر کیفیت زندگی کاری و مهارت‌های مقابله‌ای داوران تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین مهارت‌های مقابله‌ای بر کیفیت زندگی کاری داوران تأثیر مستقیم و معناداری دارد. یافته‌ها همچنین نشان داد مهارت‌های مقابله‌ای نقش واسطه‌ای را در تأثیر بهزیستی معنوی بر کیفیت زندگی داوران فوتبال استان فارس دارد.نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش، بهزیستی معنوی و همچنین مهارت‌های مقابله‌ای از عوامل مهم و مکمل در توسعه و تقویت کیفیت زندگی کاری داوران فوتبال استان فارس می‌باشند. مسئولان و کمیته داوران باید دوره‌های توسعه حرفه‌ای و کارگاه‌های مهارت‌های مقابله‌ای را برای داوران برگزار کنند. همچنین، تشویق داوران به مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و خیریه می‌تواند حس تعلق و هدفمندی آن‌ها را تقویت کرده و به بهبود کیفیت زندگی‌شان کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نقش رسانه‌های ورزشی در مدیریت منابع انسانی بین‌المللی در ورزش ایران</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3518.html</link>
      <description>هدف: تحقیق حاضر با هدف تبیین نقش رسانه‌های ورزشی در مدیریت منابع انسانی بین‌المللی در ورزش ایران انجام شد.روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و کیفی است که با استراتژی تحلیل مضمون با رویکرد آتراید-استیرلینگ (2001) انجام شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش اساتید دانشگاهی مدیریت ورزشی و مدیریت منابع انسانی، فعالان در حوزه رسانه‌های ورزشی که در مدیریت منابع انسانی تخصص دارند، رؤسای فدراسیون‌های ورزشی و ورزشکاران بین‌المللی خبره ایرانی بودند که با استفاده از روش هدفمند و گلوله‌برفی و با در نظر گرفتن اصل اشباع نظری، 19 نفر از آنان انتخاب و در مصاحبه نیمه ساختار یافته‌ای شرکت داده شدند که نتایج مربوط به پایایی بازآزمون آن 91/0 محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون با رویکرد آتراید-استرلینگ (2001) استفاده شد و مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر شناسایی شدند.یافته‌ها: نقش رسانه‌های ورزشی در مدیریت منابع انسانی بین‌المللی در ورزش در سه مضمون تأمین منابع انسانی بین‌المللی (شناسایی، جذب و بکارگیری، یادگیری حقوقی و بهبود در ثبت قراردادها)، نگهداشت منابع انسانی بین‌المللی (آموزش و توسعه، بهبود ارتباطات، افزایش انگیزه و تشویق و تأمین مالی) و کنترل و ارزیابی منابع انسانی بین‌المللی (بهبود ارزیابی عملکرد و کاهش هزینه‌های کنترل) شناسایی شدند.نتیجه‌گیری: مدیران ورزش کشور می‌توانند از رسانه‌های ورزشی در شناسایی، جذب و بکارگیری، نگهداشت و ارزیابی عملکرد منابع انسانی بین‌المللی استفاده کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی توسعه جذابیت سازمانی برای حضور منابع انسانی نخبه در ادارات ورزش و جوانان</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3576.html</link>
      <description>هدف: هدف از تحقیق حاضر طراحی الگوی توسعه جذابیت سازمانی برای حضور منابع انسانی نخبه در ادارات ورزش و جوانان بود. روش‌شناسی: روش تحقیق حاضر، با رویکرد کیفی به روش داده بنیاد (مدل سیستماتیک اشتراوس و کوربین) است که ازنظر هدف بنیادی و ازنظر جمع‌آوری داده‌ها به‌صورت میدانی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر، شامل نخبگان دانشگاهی در حوزه مدیریت منابع انسانی و مدیریت ورزشی (سابقه انجام حداقل دو پژوهش در زمینه موضوع پژوهش)، نخبگان ورزشی شامل مدال‌آوران ورزشی زن و مرد (با تحصیلات حداقل کاردانی) و مدیران وزارت ورزش و جوانان کشور می‌باشد که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب‌شده‌اند (22 نفر). تجزیه‌وتحلیل داده‌ها جهت کدگذاری باز، محوری و گزینشی از رویکرد کیفی گراندد تئوری استفاده شد و با تحلیل مصاحبه‌ها، کدگذاری باز انجام گرفت. یافته‌ها: الگوی توسعه جذابیت سازمانی برای حضور نخبگان در ادارات ورزش و جوانان، متأثر از شرایط علی (مسئولیت اجتماعی، فاکتورهای سازمانی، شهرت سازمانی، منابع انسانی و فاکتورهای اخلاقی) است و با در نظر گرفتن راهبردهای استخراجی (ارتباطات/ مدیریتی / مالی) که متأثر از شرایط زمینه‌ای (فرهنگ سازمان، ویژگی‌های محیط کار و فناوری) و شرایط مداخله‌گر (قوانین و مقررات، اقتصادی و آمادگی نخبگان ورزشی) می‌باشد، می‌توان شاهد ظهور پیامدهایی نظیر بهبود شهرت سازمانی، بهره‌وری، کیفیت کاری، دستیابی به اهداف سازمانی، مشارکت بیشتر ورزشکاران، رضایت و وفاداری شغلی و بروز رفتارهای شهروندی سازمانی بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر دلبستگی شغلی بر عملکرد دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی با نقش تعدیل‌گر استرس شغلی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3573.html</link>
      <description>هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دلبستگی شغلی بر عملکرد دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی با نقش تعدیل‌گر استرس شغلی می‌باشد. 
: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ زمانی مقطعی، از نظر شیوۀ جمع‌آوری داده‌ها توصیفی- همبستگی و از نوع تحقیقات کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی در سال تحصیلی 1403-1402 بودند (2057 نفر). حجم نمونه با بهره‌گیری از نظریه کلاین (2014) و با توجه به تعداد گویه‌ها بین 350-70 تخمین زده شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه‌های دلبستگی شغلی کانونگو (1982)، عملکرد شغلی پاترسون و هازبند (1970) و استرس شغلی هلریگل و اسلوکام (2004) بود. پایایی پرسشنامه‌ها با آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. روایی پرسشنامه‌ها با نظرات 10 نفر از اساتید مدیریت ورزشی و دبیران تربیت بدنی مورد تأیید قرار گرفت. پس از توزیع پرسشنامه‌ها به شیوه در دسترس، 223 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها به روش مدلسازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار پی‌ال‌اس انجام شد. 
نتایج نشان داد که دلبستگی شغلی بر عملکرد دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی تأثیر مستقیم و معناداری دارد. نتایج تحلیل مدل پژوهش نیز نشان داد که استرس شغلی در ارتباط بین دلبستگی شغلی و عملکرد شغلی دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی نقش تعدیلگر ندارد.
براساس نتایج   اگرچه استرس شغلی در این مطالعه نقش تعدیلگر نداشت، اما این نتیجه به معنای بی‌اهمیتی استرس نیست، بلکه نشان می‌دهد که در محیط‌های کاریِ سرشار از دلبستگی و فعالیت‌های پویا، عوامل انگیزشی ممکن است بر چالش‌های استرس‌زا غلبه کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های سیاسی و ساختاری در مقابله با فساد در مدیریت ورزش: با تأکید بر اصلاح منابع انسانی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3591.html</link>
      <description>هدف: فساد در مدیریت ورزش به‌عنوآن‌یکی از چالش‌های مهم و چندبعدی، تأثیرات منفی گسترده‌ای بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مدیریتی و منابع انسانی برجای می‌گذارد. پژوهش حاضر باهدف چالش‌های سیاسی و ساختاری در مقابله با فساد در مدیریت ورزش: با تأکید بر اصلاح منابع انسانی، با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام‌شده است. 
روش‌شناسی: داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ نفر از خبرگان حوزه مدیریت، سیاست‌گذاری ورزشی، حقوق، رسانه و نهادهای نظارتی گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون بررسی شدند. 
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که سه مضمون فراگیر شامل «سیاست‌زدگی در ساختار مدیریت ورزش»، «ناکارآمدی ساختارهای نظارتی و کنترلی» و «فساد در چرخه مالی و رسانه‌ای ورزش» به‌عنوان مهم‌ترین چالش‌های سیاسی شناسایی شدند. در مقابل، ۴ مضمون فراگیر راهبردی شامل «حکمرانی شفاف در مدیریت ورزش»، «اصلاح ساختار منابع انسانی ورزش»، «نوسازی نهادی در مدیریت ورزش» و «پشتوانه قانونی مقابله با فساد» به‌عنوان راهکارهای اجرایی استخراج شدند.
نتیجه‌گیری: همچنین، ماتریس پیوندی بین چالش‌ها و راهبردها تدوین گردید تا امکان طراحی مدل‌های سیاست‌گذاری دقیق‌تری فراهم گردد. نتایج این پژوهش می‌تواند به ارتقای شفافیت، پاسخگویی و سلامت اداری در مدیریت ورزش کشور کمک کرده و الگویی عملیاتی برای سایر بخش‌های مدیریتی کشور ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مسیر حرفه‌ای گیمرهای ورزش‌های الکترونیکی در ایران با رویکرد نظریه تقاضا و منابع شغلی (JD-R)</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3624.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بررسی مسیر حرفه‌ای گیمرهای ورزش‌های الکترونیکی در ایران با تمرکز بر چالش‌ها از منظر نظریه تقاضا و منابع شغلی انجا شد.
روش‌شناسی: پژوهش بر مبنای رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیکی انجام گرفت و بر تجربیات زیسته ۱۴ گیمر حرفه‌ای مرد که دارای سابقه حضور تیمی در سطح ملی و کشوری بودند، تمرکز داشت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته در جریان مسابقات رسمی گردآوری شدند و با تحلیل تم به روش قیاسی و در چارچوب نظریه تقاضا و منابع شغلی مورد بررسی قرار گرفتند. کدگذاری داده‌ها در دو دسته تقاضاهای شغلی و منابع شغلی انجام شد و از معیارهای گوبا و لینکلن برای سنجش اعتبار داده‌ها استفاده شد.
یافته: یافته‌های پژوهش نشان داد گیمرهای حرفه‌ای ایرانی با فشارهای روانی، تداخل زندگی و بازی، سبک زندگی ناسالم، کمبود منابع حمایتی، ضعف در آموزش تخصصی و فقدان حمایت تیمی مؤثر مواجه‌اند که این عوامل موجب فرسایش انگیزشی و تهدید سلامت روانی و جسمی آنان می‌شود
بحث و نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان می‌دهد که تجربه‌ی زیسته‌ی گیمرهای حرفه‌ای در ایران، واجد مؤلفه‌هایی پیچیده و چندلایه از تقاضاهای شغلی است که در فضایی فاقد زیرساخت‌های حمایتی، به‌ویژه در زمینه‌های روانی، آموزشی و حقوقی، با فشارهایی مزمن و فرساینده همراه شده است. پیشنهاد می‌شود نهادهای ورزش‌های الکترونیکی در ایران باید با راه‌اندازی مراکز مشاوره روانی، تقویت سازوکارهای حقوقی و قراردادی، توسعه آموزش‌های تخصصی و بهبود زیرساخت‌های فناوری، شرایط حرفه‌ای گیمرها را بهبود بخشند؛ همچنین حمایت اقتصادی هدفمند و ارتقاء پذیرش اجتماعی گیمرها از جمله اقدامات ضروری برای پایداری این صنعت در ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل منتورینگ معکوس در بستر رسانه‌های دیجیتال با تأکید بر توانمندسازی منابع انسانی در سازمان‌های ورزشی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3625.html</link>
      <description>پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل منتورینگ معکوس در بستر رسانه‌های دیجیتال با تأکید بر توانمندسازی منابع انسانی در سازمان‌های ورزشی انجام‌شده است. با توجه به تحولات فناوری و نقش فزاینده رسانه‌ها در تعاملات سازمانی، منتورینگ سنتی با چالش‌هایی مواجه شده و الگوهای نوین‌تری همچون منتورینگ معکوس در حال گسترش‌اند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۸ نفر از منتورها، منتی‌ها، مدیران منابع انسانی و کارشناسان رسانه‌ای فعال در حوزه ورزش بودند که به روش هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود و تحلیل داده‌ها بر اساس الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک انجام گرفت. یافته‌ها در قالب پنج مضمون فراگیر، ده مضمون سازمان‌دهنده و بیست‌وپنج مضمون پایه استخراج شد. مضامین فراگیر شامل بازتعریف روابط منتور - منتی، نقش رسانه‌های دیجیتال در بازسازی ساختار منتورینگ، چالش‌های اجرایی، پیامدهای توانمندسازی منابع انسانی و الزامات سیاست‌گذاری و نهادی بودند. نتایج نشان داد که منتورینگ معکوس در بستر رسانه‌ای، با ایجاد تعامل دوسویه و کاهش سلسله‌مراتب، منجر به افزایش اعتماد، یادگیری متقابل، توسعه مهارت‌های دیجیتال و ارتقای خودکارآمدی کارکنان می‌شود. درعین‌حال، تحقق کامل این مدل مستلزم بازنگری در ساختارهای رسمی آموزش، تدوین آیین‌نامه‌های سازمانی، حمایت نهادی و فراهم‌سازی زیرساخت‌های رسانه‌ای است. در پایان، الگویی مفهومی برای منتورینگ معکوس رسانه‌محور ارائه شد که می‌تواند مبنای تصمیم‌سازی در حوزه مدیریت منابع انسانی ورزشی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی راهبردهای توسعه هندبال در عراق</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3651.html</link>
      <description>هدف: ورزش هندبال در عراق نیازمند برنامه‌ریزی راهبردی برای توسعه همه‌جانبه است. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی راهبردهای توسعه ورزش هندبال در عراق بود.
روش‌شناسی: این پژوهش به شیوه کیفی انجام شد و برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل محتوای کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون استفاده گردید. نمونه پژوهش را 20 نفر از مربیان، اعضای فدراسیون هندبال و اساتید دانشگاهی صاحب‌نظر در این حوزه تشکیل دادند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و در مواردی با رویکرد گلوله‌برفی، بر اساس معیارهای تعیین‌شده انجام شد. به ‌منظور گردآوری اطلاعات از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته استفاده شد. 
یافته‌ها: از تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها 64 کد باز و 11 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی استخراج شد. مضامین اصلی شناسایی شده شامل مدیریت و توسعه سرمایه انسانی (راهبردهای آموزشی و ارتقای مربیان و داوران، راهبردهای آموزش و توسعه حرفه‌ای، راهبردهای استعدادیابی و پرورش، راهبردهای علمی و فناوری)، تقویت زیرساخت‌ها و ساختار رقابتی (راهبردهای مسابقات و رویدادها، تقویت زیرساختی و سازمانی، راهبردهای برنامه‌ریزی، راهبردهای مالی و حمایتی) و ارتقای شبکه و ارتباطات (راهبردهای همکاری و مشارکت، راهبردهای بین‌المللی و تبادل تجربه، راهبردهای رسانه‌ای و ترویجی) بودند. 
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد توسعه هندبال در عراق نیازمند رویکردی جامع است که ارتقای منابع انسانی، بهبود زیرساخت‌ها و گسترش همکاری‌های بین‌سازمانی را به‌صورت یکپارچه دنبال کند. بر این اساس، پژوهش حاضر راهکارهایی در سه سطح زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت ارائه می‌دهد. اجرای این راهکارها با مشارکت نهادهای ذی‌ربط می‌تواند جایگاه هندبال عراق را در سطح ملی و بین‌المللی ارتقا بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی جامعه‌‎پذیری شغلی معلّمان تربیت‌بدنی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3676.html</link>
      <description>هدف: هدف از این پژوهش ارائه الگوی جامعه‌پذیری شغلی معلّمان تربیت‌بدنی بود. 
روش‌شناسی: پژوهش حاضر کمی و از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه دسترسی به داده‌‎ها از نوع پژوهش‌های پیمایشی است. جامعه آماری کلیه معلمان تربیت‌بدنی استان آذربایجان‌شرقی بودند که بر اساس آمار ارائه شده، تعداد افراد 1294 نفر بود. با استفاده از جدول کرجسی مورگان 297 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و طبقه‌‎ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌‎ها از پرسشنامه واسکوئز و والهد (2023) استفاده شد. برای سنجش روایی پرسشنامه، پس از بررسی روایی صوری، شاخص روایی محتوایی و شاخص نسبت روایی محتوایی نیز محاسبه شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. تجزیه و تحلیل داده‎‌ها از طریق تحلیل عامل تاییدی و آزمون بوت استراپ با نرم‌افزار Smart PLS-3 صورت گرفت. 
یافته‌ها: نتایج حاصل از اولویت‎بندی عوامل نشان داد عامل فرهنگ‎‌پذیری (گرایش مربی‎گری) در رتبه اول، فرهنگ‎پذیری (گرایش تدریس) در رتبه دوم، جامعه‎پذیری سازمانی رتبه سوم و جامعه‎‌پذیری حرفه‎ای رتبه چهارم را دارا است. حصول مقدار ضریب همبستگی مرتبه دوم برای کل الگو به اندازه703/0، شاخص GoF به اندازه 861/0 نشان داد مدل در حد قوی مورد تایید است. 
نتیجه‌گیری: جامعه‌پذیری شغلی معلمان تربیت‎‌‌بدنی نشان می‌دهد که این فرآیند تأثیرات عمیق و گسترده‌ای بر کیفیت آموزش در جوامع دارد و سرمایه‌گذاری در برنامه‌های آموزشی، حمایت‌های حرفه‌ای و ایجاد محیط‌های کاری مناسب می‌تواند به بهبود جامعه‌پذیری معلمان و در نتیجه بهبود کیفیت آموزش تربیت بدنی منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تمایل به یادگیری الکترونیک در دروس عملی: نقش نسبی سواد رسانه ای و هوش فضایی دانشجویان علوم ورزشی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3693.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سواد رسانه‌ای بر تمایل به یادگیری الکترونیکی با نقش میانجی هوش فضایی دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1404 انجام شد.
روش‌شناسی: این پژوهش میدانی یک مطالعة توصیفی- همبستگی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان به تعداد 326 نفر بودند. بر اساس فرمول تعیین نمونه در مدلیابی معادلات ساختاری (5q≤ n≤ 15q)، 102 نفر به صورت هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. تمایل به یادگیری الکترونیکی با اقتباس از پرسشنامه لی (2010)، سواد رسانه‌ای با پرسشنامه کاک و باروت (2016) و هوش فضایی با پرسشنامه تیری و نوکلاینن (2008) اندازه‌گیری شدند. به منظور تحلیل توصیفی و استنباطی از نرم افزارهایSPSS نسخه 20 و PLS نسخه سه استفاده گردید. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که سواد رسانه‌ای هم بر تمایل به یادگیری الکترونیکی (28/0=β) و هم بر هوش فضایی (31/0=β) تأثیر معناداری داشته است. تأثیر هوش فضایی نیز بر تمایل به یادگیری الکترونیکی مثبت و معنادار گزارش گردید (33/0=β).  بر اساس آزمون سوبل سواد رسانه‌ای از طریق هوش فضایی بر تمایل به یادگیری الکترونیکی تأثیرگذار بوده است. مقدار شاخص GOF نیز حاکی از برازش مطلوب مدل پژوهش بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به گرایش روزافزون به شیوه‌های نوین آموزش، نتایج این پژوهش می‌تواند حامل پیام‌های ارزشمندی برای مدرسان، متولیان و سیاستگذاران حوزة آموزش علوم ورزشی باشد. یافته‌ها بیانگر این واقعیت است که سواد رسانه‌ای در کنار تقویت هوش فضایی می-تواند زمینة گرایش دانشجویان علوم ورزشی به یادگیری الکترونیک را فراهم نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل شکل‌گیری فساد مدیریتی در مدیریت استعداد باشگاه‌های فوتبال پایه استان تهران</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3694.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل شکل‌گیری فساد مدیریتی در مدیریت استعداد باشگاه‌های فوتبال پایه استان  تهران انجام شد.
روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها ترکیبی (کیفی–کمی) بود. در بخش کیفی، با استفاده از روش دلفی فازی و نظر ۲۰ نفر از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی و باشگاه‌های فوتبال استان تهران، ۴۲ شاخص اولیه شناسایی شد. این شاخص‌ها طی سه مرحله اجماع، در قالب پنج بُعد اصلی مالی، اخلاقی، سازمانی، سیاسی و فرهنگی–اجتماعی طبقه‌بندی گردید. ضریب توافق کندال از 41/0 در دور نخست به 71/0 در دور سوم افزایش یافت که بیانگر همگرایی دیدگاه خبرگان بود. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران، معاونان، سرمربیان و مربیان باشگاه‌های فوتبال پایه شهر تهران بود. از ۳۰۰ پرسشنامه توزیع‌شده، ۲۷۸ پرسشنامه سالم جمع‌آوری شد. پرسشنامه محقق‌ساخته بر اساس یافته‌های کیفی طراحی و روایی محتوایی آن توسط خبرگان و روایی سازه با تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالاتر از 7/0 مناسب ارزیابی گردید. داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد عوامل مالی، اخلاقی و سازمانی بیشترین اثر مستقیم را بر شکل‌گیری فساد مدیریتی دارند، در حالی‌که عوامل سیاسی و فرهنگی–اجتماعی اثر ضعیف‌تر اما معناداری داشتند. همچنین، مدیریت استعداد استراتژیک و توافق سازمانی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار در کاهش فساد مدیریتی بودند.
نتیجه‌گیری: استقرار سیاست‌های شفاف، تقویت نظام‌های کنترلی و اتخاذ رویکرد راهبردی در مدیریت استعداد می‌تواند نقش مؤثری در پیشگیری از فساد مدیریتی در فوتبال پایه ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش آیند ها و پیامد های سایش اجتماعی ورزشکاران</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3719.html</link>
      <description>چکیده:
هدف: ورزشکاران به‌عنوان الگوهای اجتماعی، همواره در بستر پیچیده‌ای از تعاملات بین‌فردی و اجتماعی قرار دارند. با این حال، این تعاملات همیشه مثبت نبوده و در مواردی می‌تواند به شکل‌گیری پدیده‌ای موسوم به «سایش اجتماعی» بینجامد. هدف از این پژوهش، شناسایی پیشایندها و پیامدهای سایش اجتماعی در میان ورزشکاران ایرانی بود. 
روش شناسی: این مطالعه از نوع کیفی است که با رویکرد استقرایی انجام شده است. مشارکت‌کنندگان در پژوهش شامل مربیان، داوران، ورزشکاران حرفه‌ای، مدیران باشگاه‌ها، متخصصان حوزه ورزش و رسانه‌ها بودند. مشارکت‌کنندگان به صورت هدفمند انتخاب شدند و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 18 نفر از آنها جمع‌آوری شد. پایایی مصاحبه‌ها با استفاده از روش پایایی باز آزمون مورد تایید قرار گرفت. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس تجزیه‌وتحلیل داده‌های کیفی، عوامل اجتماعی، عوامل رفتاری، عوامل فردی و عوامل اقتصادی به عنوان پیشایندها و تحلیل‌رفتگی درونی و تنزل کارکردی به عنوان پیامدهای سایش اجتماعی شناسایی شدند. 
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که سایش اجتماعی ورزشکاران پدیده‌ای چندبعدی و پیچیده است که از تعامل چهار دسته عامل اصلی اجتماعی، رفتاری، فردی و اقتصادی نشأت می‌گیرد. نتایج نشان می‌دهد که سایش اجتماعی صرفاً یک مسئله فردی نیست، بلکه ریشه در بافت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ورزش حرفه‌ای ایران دارد. بنابراین، مدیریت و کاهش سایش اجتماعی نیازمند یک رویکرد یکپارچه و سیستماتیک است. این نتایج می تواند به پیشگیری و طراحی مداخلات مؤثر برای بهبود جو، افزایش طول عمر حرفه‌ای و عملکرد ورزشکاران کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی مدل نیازهای کوچینگ آکادمیک دانشجویان تربیت بدنی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3751.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل نیازهای کوچینگ آکادمیک دانشجویان تربیت بدنی انجام گرفت.
روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها، توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان رشته تربیت‌بدنی و علوم ورزشی دانشگاه‌های منطقه ۹ آموزشی کشور ایران بودند. در مرحله تحلیل عاملی اکتشافی 188 نفر و در مرحله تحلیل عاملی تأییدی 200 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش‌نامه محقق ساخته مشتمل بر 35 گویه در طیف پنج امتیازی لیکرت بود. به‌منظور شناسایی ساختار عاملی ابزار، از تحلیل عاملی اکتشافی و برای بررسی روایی سازه و برازش مدل از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزارهای آماری اس پی اس اس و لیزرل انجام گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد، 35 گویه شناسایی شده به عنوان کارکردهای کوچینگ آکادمیک، در قالب 5 مؤلفه  سازگاری و بهزیستی، توانمندسازی روان شناختی، آمادگی شغلی، پیشرفت تحصیلی و خودمدیریتی تحصیلی طبقه بندی می شوند که در مجموع 86/66 درصد از واریانس سازه را تبیین کردند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز برازش مدل اندازه گیری را تأیید کرد. 
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نیازهای کوچینگ آکادمیک دانشجویان تربیت‌بدنی ماهیتی چندبعدی داشته و فراتر از حمایت صرفاً آموزشی است. مدل استخراج شده از برازش مطلوب برخوردار بوده و می تواند به عنوان چارچوبی مفهومی برای طراحی برنامه‌های کوچینگ آکادمیک مبتنی بر نیازهای دانشجویان تربیت‌بدنی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چالش‌ها و مشکلات داوری کاراته استان آذربایجان شرقی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3752.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل و شناسایی دقیق چالش‌ها و مشکلات داوری کاراته در استان آذربایجان شرقی انجام شده است. پژوهش حاضر به روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد.
روش‌شناسی: جامعه آماری پژوهش شامل داوران زن و مرد با حداقل سه سال سابقه و تجربه قضاوت در سطوح استانی، کشوری یا بین‌المللی بود. نمونه‌گیری به صورت هدفمند با انتخاب ۱۲ داور (۸ زن و ۴ مرد، میانگین سنی ۴۲ سال) تا رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته (۳۰ تا ۴۵ دقیقه‌ای) جمع‌آوری و با روش کلایزی در هفت مرحله تحلیل شدند. 
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که استان آذربایجان شرقی از ظرفیت ارزشمندی در زمینه داوران برجسته و نیروهای جوان برخوردار است؛ با این حال، تنها بخش محدودی از این پتانسیل بالقوه در عمل مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. چالش‌ها و مشکلات اصلی شناسایی‌شده شامل هزینه‌های سنگین برای ارتقای درجات داوری، ضعف در حمایت‌های مالی، کمبود زیرساخت‌ها و تجهیزات استاندارد، مدیریت ناکارآمد مسابقات، تعارضات ناشی از سبک‌های مختلف، فقدان شایسته‌سالاری و بروز سوگیری در فرآیند قضاوت هستند. 
نتیجه‌گیری: برای بهبود وضعیت داوری کاراته در استان، لازم است اصلاحات ساختاری و حمایتی صورت گیرد. تقویت حمایت مالی و انگیزشی، ارتقای زیرساخت‌ها و تجهیزات داوری، آموزش مدیران ورزشی، نهادینه‌سازی شایسته‌سالاری و مدیریت تعارضات سبکی، می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای عدالت، افزایش مشارکت داوران و بازگشت جایگاه استان در سطح ملی و بین‌المللی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل مدیریت استعداد داوران فوتبال ایران</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3753.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت استعداد داوران فوتبال ایران انجام شد.
روش‌شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با رویکرد ترکیبی (تحلیل محتوای کیفی و تکنیک دلفی) انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۰ نفر از خبرگان (اعضای فدراسیون فوتبال، کمیته داوران، داوران بین‌المللی و اساتید دانشگاهی) گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. سپس مؤلفه‌های استخراج‌شده در قالب پرسشنامه دلفی در دو راند توسط همان خبرگان مورد ارزیابی و اجماع‌گیری قرار گرفت.
یافته‌ها: مدل نهایی مدیریت استعداد داوران در سه مرحله اصلی طراحی شد: ۱) کشف استعداد (شامل زیرمراحل جذب، آموزش/بکارگیری و گزینش نهایی)، ۲) پرورش استعداد (با تأکید بر آموزش‌های تخصصی، روان‌شناختی و فناورانه) و ۳) حفظ و حمایت استعداد (با محوریت عدالت، حمایت‌های مادی و معنوی و امنیت شغلی). امکان بازگشت به مراحل قبلی برای حفظ کیفیت نیز در مدل پیش‌بینی شد.
نتیجه‌گیری: مدل ارائه‌شده یک چارچوب جامع و بومی برای نظام‌مندسازی فرآیند شناسایی، پرورش و نگهداشت داوران نخبه فوتبال ایران است. اجرای این مدل می‌تواند به تربیت داوران شایسته برای قضاوت در سطوح ملی و بین‌المللی و در نهایت به ارتقای کلی کیفیت داوری در کشور منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین الگوی حکمرانی هوشمند منابع انسانی وزارت ورزش و جوانان ایران</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3754.html</link>
      <description>هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی حکمرانی هوشمند منابع انسانی وزارت ورزش و جوانان ایران بوده است که در سال 1403 انجام گرفته است. 
روش‌شناسی: مطالعه حاضر، با رویکرد کیفی و از نوع پژوهش‌های اکتشافی انجام شد و به منظور تدوین نظریه، از روش نظریه داده‌بنیاد بهره گرفته شد. جامعه تحقیق شامل اعضاء هیات علمی مدیریت ورزشی و مدیریت منابع انسانی و همچنین مدیران و کارشناسان شاغل در وزارت ورزش و جوانان بود. نمونه‌گیری به روش هدفمند و گلوله‌برفی صورت گرفت و برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته استفاده شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت. 
یافته‌ها: در مرحله کدگذاری باز، ۱۴۲ کد اولیه منحصربه‌فرد شناسایی گردید. این کدها در قالب ۱۴ مفهوم دسته‌بندی و سپس در ۶ مقوله کلان سازمان‌دهی شدند. 
 نتیجه‌گیری: نوآوری این پژوهش در ارائه یک الگوی بومی حکمرانی هوشمند منابع انسانی مبتنی بر داده‌های میدانی وزارت ورزش و جوانان و منطبق با اقتضائات نهادی و مأموریتی این وزارتخانه است. بر اساس نتایج، برای استقرار حکمرانی هوشمند منابع انسانی در وزارت ورزش و جوانان، راهکارهایی نظیر تقویت سرمایه انسانی هوشمند از طریق توانمندسازی و آموزش هدفمند، بازطراحی ساختارها و فرآیندهای منابع انسانی با رویکرد هوشمند و شفاف، توسعه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی داده‌محور، و استقرار نظام‌های مشارکتی و عدالت‌محور در تصمیم‌گیری منابع انسانی پیشنهاد می‌شود. همچنین توجه هم‌زمان به فرهنگ سازمانی هوشمند و کاهش موانع اجرایی می‌تواند زمینه تحقق پیامدهایی چون بهبود عملکرد فردی، سازمانی و فراسازمانی را فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ساختارهای چندلایه لیگ در برنامه استعدادیابی، استعدادپروری و موفقیت تیم‌های حرفه‌ای و ملی: مورد مطالعه فوتبال آلمان</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3767.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش به مطالعه نقش ساختارهای چندلایه لیگ فوتبال آلمان در برنامه استعدادیابی، استعدادپروری و موفقیت تیم‌های حرفه‌ای و ملی پرداخته است. 
روش‌شناسی: این پژوهش، کاربردی و به‌روش تحلیل محتوای کیفی- قیاسی انجام شد. نمونه‌گیری «کل‌شمار» بوده و جامعه مورد مطالعه شامل تمامی اسناد مرتبط با موضوع پژوهش بود. 
یافته‌ها: یافته‌ها در قالب 6 تم اصلی و 19 مقوله سازمان‌دهی شدند. تم‌ها به ترتیب شامل ساختار سازمانی سیستم لیگ و حوزه‌هایی چون مدل تصمیم‌گیری در باشگاه‌ها، جریان اجرایی و نظارتی از سطوح عالی تا عملیاتی، تغییرات ساختاری، مجمع عمومی لیگ، ساختار فدراسیون و فرمول تخصیص درآمدهای حق پخش رسانه‌ای را در برگرفت. ساختار مدیریتی باشگاه‌های فوتبال و نظام صدور مجوز لیگ که در نه مقوله فرآیند اعطای مجوز به باشگاه‌ها، الزامات قانونی و تأسیس آکادمی‌ها، گواهی‌نامه آکادمی‌ها، مؤلفه‌های‌ اصلی سیستم فوتبال آلمان، نظام مربیگری، نظام داوری، آکادمی‌های محلی و بین‌المللی، تورهای مسابقاتی و مدارس فوتبال بود. سطوح رقابتی رده‌های جوانان در لیگ‌های فوتبال، و پایگاه داده DFBnet. درنهایت، ساختار لیگ‌های حرفه‌ای این کشور که در سه سطح بوندس‌لیگا، بوندس‌لیگای دو و لیگ ۳ تبیین شد.
نتیجه‌گیری: موفقیت در برنامه‌های استعدادیابی و استعدادپروری، مستلزم اصلاح و ارتقای ساختارهای لیگ در سطوح سنی مختلف و ایجاد فرصت‌های یکسان برای مشارکت فعال و شکوفایی توانمندی‌ها در مقاطع مختلف و در سطح کشور می‌باشد. لذا، فدراسیون و سازمان لیگ همزمان با اجرای برنامه‌های مدیریت استعدادها بر توسعه لیگ‌ها در تمامی سطوح تمرکز کرده‌اند. بنابراین، مدل عملیاتی معرفی شده به عنوان الگویی کارآمد برای بازطراحی سیستم لیگ فوتبال ایران می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سواد هوش مصنوعی در مربیان ورزشی با نقش میانجی اخلاق و دانش هوش مصنوعی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3768.html</link>
      <description>هدف: تحول هوش مصنوعی در مربیگری ورزش به‌طور چشمگیری شتاب گرفته است. برای بهره‎مندی از قابلیت‏های آن در امر آموزش، برخورداری از سواد هوش مصنوعی برای مربیان ورزشی یک امر بسیار حیاتی است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل سواد هوش مصنوعی در مربیان ورزشی با مطالعه موردی مربیان استان کردستان انجام پذیرفت.
روش‌شناسی: روش تحقیق از نوع کمی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری بود. تعداد 208 نفر از مربیان ورزشی براساس روش نمونه‎گیری تصادفی و دسترس به‎عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اندازه‌گیری شامل پرسشنامه‎های دانش درک شده از چن و همکاران (2020)، بکارگیری از وانگ و ژانگ (2020)، اخلاق و ارزیابی از بای و چانگ (2015) بودند که برای تأیید روایی صوری و محتوایی آنها از نظرات خبرگان، برای روایی سازه از آزمون تحلیل عاملی تأییدی و برای پایایی از آزمون‏های آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده گردید.
نتایج: یافته‎ها حاکی از آن هستند بکارگیری هوش مصنوعی با ضریب 84/0 روی دانش درک شده هوش مصنوعی، با ضریب 15/0 روی ارزیابی کاربرد هوش مصنوعی و با ضریب 78/0 روی اخلاق هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، دانش درک شده هوش مصنوعی و اخلاق هوش مصنوعی به ترتیب با با ضرایب 14/0 و 62/0 روی ارزیابی کاربرد هوش مصنوعی تأثیر مثبتو معناداری دارند. در نهایت، دانش درک شده هوش مصنوعی و اخلاق هوش  مصنوعی به ترتیب با ضرایب 11/0 و 49/0 رابطه میان بکارگیری هوش مصنوعی و ارزیابی کاربرد هوش مصنوعی در میان مربیان ورزشی استان کردستان را میانجیگری می‏کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی با نقش میانجی آموزش بازاریابی کارآفرینانه</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3790.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر، تاثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی با نقش میانجی آموزش بازاریابی کارآفرینانه بود.
روش‌شناسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان علوم ورزشی استان سیستان و بلوچستان بودند که تعداد 271 نفر به عنوان نمونه آماری از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های آموزش بازاریابی کارآفرینانه پلتیر و اسکوواتی (2010)، آموزش کارآفرینی پونی و همکاران (2018) و  قصد کارآفرینانه لینان و چن (2009) بود. برای بررسی روایی پرسشنامه‌ها از روایی صوری و محتوایی استفاده شد و پایایی کلی پرسشنامه‌ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، بررسی گردید. داده‌ها از طریق روش مدل‌سازی معادلات ‌ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج حاکی از ارتباط مثبت، مستقیم و معنی‌دار آموزش کارآفرینی و آموزش بازاریابی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی بود. یافته دیگر پژوهش نشان داد که آموزش کارآفرینی بر آموزش بازاریابی کارآفرینانه ارتباط مثبت، مستقیم و معنی‌دار دارد. همچنین ارتباط مثبت و غیر مستقیم آموزش کارآفرینی از طریق نقش واسطه‌ای آموزش بازاریابی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی تایید شد.
نتیجه‌گیری: به منظور ارتقاء قصد کارآفرینانه دانشجویان علوم ورزشی، ضروری است که مسئولان و برنامه‌ریزان حوزه آموزش عالی و دانشگاه‌ها، آموزش‌های بازاریابی کارآفرینانه را به‌عنوان جزء لاینفک برنامه‌های آموزشی کارآفرینی در نظر گرفته و به صورت نظام‌مند اجرا نمایند. اتخاذ این رویکرد می‌تواند به طور چشمگیری موجب تقویت مهارت‌های بازاریابی و افزایش انگیزه کارآفرینی در دانشجویان گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل مربیگری در محیط کار : مورد مطالعه ادارات ورزش و جوانان</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3814.html</link>
      <description>هدف: هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل مربیگری در محیط کار در ادارت ورزش و جوانان شرق کشور بود.
روش شناسی:  این پژوهش در چهارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش پژوهش داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری کلیه خبرگان مربوط به موضوع پژوهش شامل مدیران کل و مدیران ادارات ورزش و جوانان استان های شرق کشور و پژوهشگران حوزه رفتارسازمانی بودند.  نمونه آماری  12 نفر از افراد خبره بودند  که به صورت نمونه‌گیری هدفمند برای مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شدند. مصاحبه‌ها تا مرحله اشباع نظری ادامه یافتند. داده‌ها همزمان با جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از روش استراس و کوربین تحلیل شدند. اعتبار داده‌ها براساس درصد توافق درون موضوعی برابر با 86/0 مورد تأیید قرار گرفت. اشباع نظری در این پژوهش با انجام 12 مصاحبه به دست آمد.
یافته ها: . نتایج نشان داد که 84 کد اولیه با 17 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی درقالب ابعاد پنجگانه مدل پارادایمی شامل: شرایط علی، شرایط مداخله گر، ویژگی‌های زمینه‌ای، راهبردها و پیامدها، الگوی مربیگری در محیط کار در ادارت ورزش و جوانان شرق کشور را تشکیل دادند.
نتیجه‌گیری: پیشنهاد می شود، سازمان‌ها، توسعه مهارت‌های مربیگری را به عنوان بخشی از فرآیند توسعه حرفه‌ای در نظر بگیرند. آموزش‌های مربیگری، کارگاه‌ها و فرصت‌های یادگیری درون‌سازمانی فراهم می‌شود تا اعضا بتوانند نقش مربی را در رشد دیگران بر عهده بگیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی نظام سنجش و توسعه شایستگی‌های فراتخصصی مبتنی بر ادراک فراشایستگی در معاونت‌های تربیت‌بدنی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3815.html</link>
      <description>هدف: هدف از این پژوهش، طراحی نظام سنجش و توسعه شایستگی‌های فراتخصصی در کارکنان معاونت‌های تربیت‌بدنی و سلامت آموزش‌وپرورش شهر تهران با تمرکز بر نقش کلیدی ادراک فراشایستگی بود. 
روش شناسی: این پژوهش از نوع توسعه‌ای-کاربردی و با رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون و مصاحبه‌های عمیق با ۲۲ نفر از خبرگان حوزه تربیت‌بدنی و مدیریت منابع انسانی، مضامین سازنده نظام استخراج شد. نتایج تحلیل مضمون منجر به شناسایی ۹ مضمون سازمان‌دهنده (۴ بعد فراشایستگی و ۵ بعد شایستگی فراتخصصی) و ۶۵ مضمون پایه شد که ساختار مدل مفهومی را تشکیل داد. در فاز کمی، برای سنجش و اولویت‌بندی ساختار مدل، از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره فازی استفاده شد.
یافته ها:  نتایج تحلیل دیمتل فازی قویاً نشان داد که تمامی ابعاد ادراک فراشایستگی (مانند بازاندیشی شناختی و مدیریت انطباق) به‌عنوان عوامل ریشه‌ای و علّی در سیستم عمل می‌کنند و شایستگی‌های فراتخصصی (مانند رهبری و نوآوری) در موضع معلولی و تأثیرپذیر قرار دارند. در ادامه، نتایج ANP فازی نیز این اولویت‌بندی را تأیید کرد و مشخص نمود که ۴ مضمون فراشایستگی بیشترین وزن (حدود ۴۹ درصد) را در ساختار نظام دارند، به‌طوری‌که مدیریت انطباق و انعطاف‌پذیری شایستگی‌ها به‌عنوان مهم‌ترین بعد شناخته شد.
نتیجه گیری:  بر اساس این نتایج، نظام نهایی توسعه طراحی شد که تأکید اصلی آن، اولویت‌بخشی به توسعه قابلیت‌های فراشناختی (فراشایستگی) کارکنان است تا بهبود مهارت‌های فراتخصصی به‌صورت پایدار و خودتنظیم در آنان صورت پذیرد. اجرای این نظام می‌تواند اثربخشی برنامه‌های توسعه حرفه‌ای در معاونت‌های تربیت‌بدنی را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای ارتقاء بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت بندی شایستگی‌های حرفه‌ای روسای هیات های ورزشی: رویکردی مبتنی بر تحلیل کارکردی شغل و آنتروپی شانون</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3840.html</link>
      <description>هدف: شایسته‌گزینی و شایسته‌پروری روسای هیات‌های ورزشی، از جمله پیش‌نیازهای ارتقای عملکرد و اثربخشی مدیریتی در ورزش است. هدف این پژوهش، اولویت بندی شایستگی‌های حرفه‌ای روسای هیات‌های ورزشی با بهره‌گیری از تحلیل کارکردی شغل و آنتروپی شانون بود. 
روش‌شناسی: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و رویکرد آمیخته (کیفی-کمی)  است. در مرحله نخست، از روش تحلیل کارکردی شغل برای شناسایی شایستگی‌ها استفاده شد و در مرحله دوم، از تکنیک آنتروپی شانون به عنوان ابزاری کمکی برای اولویت‌بندی شایستگی‌های استخراج‌شده بهره گرفته شد. جامعه آماری مرحله نخست شامل ۱۲ نفر از روسای هیأت‌های ورزشی، مدیران باسابقه در ادارات ورزش و جوانان و متخصصان حوزه مدیریت ورزشی و روانشناسان صنعتی و سازمانی در سطح کشور ایران بود. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شد. مشارکت‌کنندگان در مرحله دوم، ۱۷ نفر از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی بودند. در این مرحله، مؤلفه‌های شغلی با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته و به روش آنتروپی شانون اولویت‌بندی شدند.
یافته‌ها: تحلیل یافته‌های پژوهش به شناسایی ۵ بعد اصلی (شایستگی‌های مدیریتی، ارتباطی، دانشی، شخصیتی و اقتصادی) و ۲۵ مفهوم اختصاصی انجامید که با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون بر اساس اهمیت و تأثیر آنها بر عملکرد هیأت اولویت‌بندی شدند. بر این اساس، شاخص‌های اقتصادی بالاترین اولویت را کسب کردند. در مقابل، شاخص‌های تصمیم‌گیری پایه کمترین اولویت را به خود اختصاص دادند.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش بیانگر ضرورت توجه نظام‌مند به شایسته‌پروری مدیران و طراحی برنامه‌های آموزشی مبتنی بر نیازهای واقعی شغلی در ورزش کشور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مدل توسعه مشارکت اجتماعی در فعالیت‌های داوطلبانه ورزشی دانشگاه‌های ایران</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3846.html</link>
      <description>هدف: پژوهش با هدف تبیین مدل توسعه مشارکت اجتماعی در فعالیت‌های داوطلبانه ورزشی دانشگاه‌های ایران انجام شد.
روش‌شناسی: پژوهش با راهبرد کیفی، رویکرد استقرایی و روش نظریه داده‌بنیاد نظام‌مند استراوس و کوربین اجرا شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۵ نفر از خبرگان و افراد دارای تجربه مرتبط در حوزه مدیریت ورزشی، ورزش دانشگاهی، فعالیت‌های داوطلبانه و امور فرهنگی دانشگاه بودند که با نمونه‌گیری هدفمند، نظری و گلوله‌برفی تا دستیابی به اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم‌افزار MAXQDA 2020 تحلیل شدند.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به استخراج ۲۱۴ کد اولیه، ۵۹ مفهوم و ۲۱ مقوله اصلی انجامید. مقوله‌ها در قالب شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها سازمان‌دهی و در شش بعد فردی ـ شخصیتی، ساختاری ـ محیطی، اجتماعی ـ تعاملی، اجتماعی ـ ارزشی، آموزشی ـ توسعه‌ای و تعهد داوطلبانه و سرمایه اجتماعی یکپارچه شدند. محدودیت منابع، ضعف حمایت نهادی، بوروکراسی اداری و موانع فرهنگی از عوامل بازدارنده مشارکت پایدار بودند.
نتیجه‌گیری: توسعه مشارکت اجتماعی در این حوزه مستلزم تقویت هم‌زمان سرمایه اجتماعی، حمایت سازمانی، آموزش‌های مشارکت‌محور و سیاست‌گذاری فرهنگی است. طراحی برنامه‌های حمایتی و توسعه زیرساخت‌های فرهنگی و آموزشی می‌تواند مشارکت پایدار دانشجویان را تقویت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر قرارداد روان‌شناختی بر شایستگی شغلی معلمان تربیت‌بدنی با نقش میانجی بازآفرینی شغلی</title>
      <link>https://shm.shahroodut.ac.ir/article_3860.html</link>
      <description>هدف از انجام این پژوهش مطالعه اثر قرارداد روان‌شناختی بر شایستگی شغلی معلمان تربیت‌بدنی با نقش میانجی بازآفرینی شغلی بود. 
 برای اجرای این پژوهش روش تحقیق پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان تربیت‌بدنی استان گلستان (706 نفر) بود که از این تعداد 250 معلم بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل سه پرسش‌نامه‌ استاندرد قرارداد روان‌شناختی (یعقوبی و همکاران، 2022)، بازآفرینی شغلی (سورا و همکاران، 2018) و شایستگی شغلی (آریکانتو و همکاران، 2021) بود. روایی پرسش‌نامه‌ها به دو شیوه ظاهری و محتوایی بررسی و تأیید شد و در یک مطالعه مقدماتی ضریب پایایی پرسش‌نامه‌های قرارداد روانشناختی، بازآفرینی شغلی و شایستگی شغلی به‌ترتیب 81/0، 80/0 و 77/0 محاسبه شدند. برای تحلیل داده‌ها، از آمار توصیفی و استنباطی (مدل‌یابی معادلات ساختاری) استفاده شد.
نتایج پژوهش نشان داد قرارداد روان‌شناختی اثر مثبت و معنی‌داری بر بازآفرینی شغلی معلمان تربیت‌بدنی دارد. همچنین نتایج مشخص نمود اثر قرارداد روان‌شناختی بر شایستگی شغلی معلمان تربیت‌بدنی مثبت و معنی‌دار است. در نهایت، اثر مثبت و معنی‌دار قرارداد روان‌شناختی بر شایستگی شغلی معلمان تربیت‌بدنی با نقش میانجی بازآفرینی شغلی تأیید شد. 
 با توجه به نتایج می‌توان چنین نتیجه‌گیری نمود که تقویت قرارداد روان‌شناختی معلمان تربیت‌بدنی با شغل خود می‌تواند پیامدهای مثبتی مانند افزایش توانایی بازآفرینی شغلی و بهبود شایستگی شغلی آن‌ها را به همراه داشته باشد. بر این اساس، توجه به نیازهای شغلی و شخصی معلمان تربیت‌بدنی، دادن استقلال شغلی و ایجاد یک محیط حمایتی در مدارس که بتواند رشد و توسعه معلمان تربیت‌بدنی را تسهیل نماید پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
