مقاله مستقل
اسماعیل شمسائی؛ لیلا سادات جمشیدیان؛ سید محمد علی میرحسینی
چکیده
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل منتورینگ معکوس در بستر رسانههای دیجیتال با تأکید بر توانمندسازی منابع انسانی در سازمانهای ورزشی انجامشده است. با توجه به تحولات فناوری و نقش فزاینده رسانهها در تعاملات سازمانی، منتورینگ سنتی با چالشهایی مواجه شده و الگوهای نوینتری همچون منتورینگ معکوس در حال گسترشاند. این پژوهش با رویکرد کیفی ...
بیشتر
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل منتورینگ معکوس در بستر رسانههای دیجیتال با تأکید بر توانمندسازی منابع انسانی در سازمانهای ورزشی انجامشده است. با توجه به تحولات فناوری و نقش فزاینده رسانهها در تعاملات سازمانی، منتورینگ سنتی با چالشهایی مواجه شده و الگوهای نوینتری همچون منتورینگ معکوس در حال گسترشاند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۸ نفر از منتورها، منتیها، مدیران منابع انسانی و کارشناسان رسانهای فعال در حوزه ورزش بودند که به روش هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته بود و تحلیل دادهها بر اساس الگوی ششمرحلهای براون و کلارک انجام گرفت. یافتهها در قالب پنج مضمون فراگیر، ده مضمون سازماندهنده و بیستوپنج مضمون پایه استخراج شد. مضامین فراگیر شامل بازتعریف روابط منتور - منتی، نقش رسانههای دیجیتال در بازسازی ساختار منتورینگ، چالشهای اجرایی، پیامدهای توانمندسازی منابع انسانی و الزامات سیاستگذاری و نهادی بودند. نتایج نشان داد که منتورینگ معکوس در بستر رسانهای، با ایجاد تعامل دوسویه و کاهش سلسلهمراتب، منجر به افزایش اعتماد، یادگیری متقابل، توسعه مهارتهای دیجیتال و ارتقای خودکارآمدی کارکنان میشود. درعینحال، تحقق کامل این مدل مستلزم بازنگری در ساختارهای رسمی آموزش، تدوین آییننامههای سازمانی، حمایت نهادی و فراهمسازی زیرساختهای رسانهای است. در پایان، الگویی مفهومی برای منتورینگ معکوس رسانهمحور ارائه شد که میتواند مبنای تصمیمسازی در حوزه مدیریت منابع انسانی ورزشی قرار گیرد.
پژوهشی کاربردی
عبدالرحمن حسن المالکی؛ عباس نقی زاده باقی؛ مهرداد محرم زاده؛ فرزاد نوبخت
چکیده
هدف: ورزش هندبال در عراق نیازمند برنامهریزی راهبردی برای توسعه همهجانبه است. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی راهبردهای توسعه ورزش هندبال در عراق بود.
روششناسی: این پژوهش به شیوه کیفی انجام شد و برای تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوای کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون استفاده گردید. نمونه پژوهش را 20 نفر از مربیان، اعضای فدراسیون ...
بیشتر
هدف: ورزش هندبال در عراق نیازمند برنامهریزی راهبردی برای توسعه همهجانبه است. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی راهبردهای توسعه ورزش هندبال در عراق بود.
روششناسی: این پژوهش به شیوه کیفی انجام شد و برای تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوای کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون استفاده گردید. نمونه پژوهش را 20 نفر از مربیان، اعضای فدراسیون هندبال و اساتید دانشگاهی صاحبنظر در این حوزه تشکیل دادند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و در مواردی با رویکرد گلولهبرفی، بر اساس معیارهای تعیینشده انجام شد. به منظور گردآوری اطلاعات از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته استفاده شد.
یافتهها: از تجزیه و تحلیل دادهها 64 کد باز و 11 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی استخراج شد. مضامین اصلی شناسایی شده شامل مدیریت و توسعه سرمایه انسانی (راهبردهای آموزشی و ارتقای مربیان و داوران، راهبردهای آموزش و توسعه حرفهای، راهبردهای استعدادیابی و پرورش، راهبردهای علمی و فناوری)، تقویت زیرساختها و ساختار رقابتی (راهبردهای مسابقات و رویدادها، تقویت زیرساختی و سازمانی، راهبردهای برنامهریزی، راهبردهای مالی و حمایتی) و ارتقای شبکه و ارتباطات (راهبردهای همکاری و مشارکت، راهبردهای بینالمللی و تبادل تجربه، راهبردهای رسانهای و ترویجی) بودند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد توسعه هندبال در عراق نیازمند رویکردی جامع است که ارتقای منابع انسانی، بهبود زیرساختها و گسترش همکاریهای بینسازمانی را بهصورت یکپارچه دنبال کند. بر این اساس، پژوهش حاضر راهکارهایی در سه سطح زمانی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت ارائه میدهد. اجرای این راهکارها با مشارکت نهادهای ذیربط میتواند جایگاه هندبال عراق را در سطح ملی و بینالمللی ارتقا بخشد.
پژوهشی کاربردی
اکبر جابری؛ فرزانه مظلومی سوینی؛ حمیده ایرانمنش
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سواد رسانهای بر تمایل به یادگیری الکترونیکی با نقش میانجی هوش فضایی دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1404 انجام شد.
روششناسی: این پژوهش میدانی یک مطالعة توصیفی- همبستگی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان ...
بیشتر
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سواد رسانهای بر تمایل به یادگیری الکترونیکی با نقش میانجی هوش فضایی دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1404 انجام شد.
روششناسی: این پژوهش میدانی یک مطالعة توصیفی- همبستگی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان به تعداد 326 نفر بودند. بر اساس فرمول تعیین نمونه در مدلیابی معادلات ساختاری (5q≤ n≤ 15q)، 102 نفر به صورت هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. تمایل به یادگیری الکترونیکی با اقتباس از پرسشنامه لی (2010)، سواد رسانهای با پرسشنامه کاک و باروت (2016) و هوش فضایی با پرسشنامه تیری و نوکلاینن (2008) اندازهگیری شدند. به منظور تحلیل توصیفی و استنباطی از نرم افزارهایSPSS نسخه 20 و PLS نسخه سه استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که سواد رسانهای هم بر تمایل به یادگیری الکترونیکی (28/0=β) و هم بر هوش فضایی (31/0=β) تأثیر معناداری داشته است. تأثیر هوش فضایی نیز بر تمایل به یادگیری الکترونیکی مثبت و معنادار گزارش گردید (33/0=β). بر اساس آزمون سوبل سواد رسانهای از طریق هوش فضایی بر تمایل به یادگیری الکترونیکی تأثیرگذار بوده است. مقدار شاخص GOF نیز حاکی از برازش مطلوب مدل پژوهش بود.
نتیجهگیری: با توجه به گرایش روزافزون به شیوههای نوین آموزش، نتایج این پژوهش میتواند حامل پیامهای ارزشمندی برای مدرسان، متولیان و سیاستگذاران حوزة آموزش علوم ورزشی باشد. یافتهها بیانگر این واقعیت است که سواد رسانهای در کنار تقویت هوش فضایی می-تواند زمینة گرایش دانشجویان علوم ورزشی به یادگیری الکترونیک را فراهم نماید.
پژوهشی کاربردی
رضا رحیمی؛ سید رضا حسینی نیا؛ هادی باقری
چکیده
چکیده:
هدف: ورزشکاران بهعنوان الگوهای اجتماعی، همواره در بستر پیچیدهای از تعاملات بینفردی و اجتماعی قرار دارند. با این حال، این تعاملات همیشه مثبت نبوده و در مواردی میتواند به شکلگیری پدیدهای موسوم به «سایش اجتماعی» بینجامد. هدف از این پژوهش، شناسایی پیشایندها و پیامدهای سایش اجتماعی در میان ورزشکاران ایرانی بود.
روش شناسی: ...
بیشتر
چکیده:
هدف: ورزشکاران بهعنوان الگوهای اجتماعی، همواره در بستر پیچیدهای از تعاملات بینفردی و اجتماعی قرار دارند. با این حال، این تعاملات همیشه مثبت نبوده و در مواردی میتواند به شکلگیری پدیدهای موسوم به «سایش اجتماعی» بینجامد. هدف از این پژوهش، شناسایی پیشایندها و پیامدهای سایش اجتماعی در میان ورزشکاران ایرانی بود.
روش شناسی: این مطالعه از نوع کیفی است که با رویکرد استقرایی انجام شده است. مشارکتکنندگان در پژوهش شامل مربیان، داوران، ورزشکاران حرفهای، مدیران باشگاهها، متخصصان حوزه ورزش و رسانهها بودند. مشارکتکنندگان به صورت هدفمند انتخاب شدند و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 18 نفر از آنها جمعآوری شد. پایایی مصاحبهها با استفاده از روش پایایی باز آزمون مورد تایید قرار گرفت. تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) انجام شد.
یافتهها: بر اساس تجزیهوتحلیل دادههای کیفی، عوامل اجتماعی، عوامل رفتاری، عوامل فردی و عوامل اقتصادی به عنوان پیشایندها و تحلیلرفتگی درونی و تنزل کارکردی به عنوان پیامدهای سایش اجتماعی شناسایی شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سایش اجتماعی ورزشکاران پدیدهای چندبعدی و پیچیده است که از تعامل چهار دسته عامل اصلی اجتماعی، رفتاری، فردی و اقتصادی نشأت میگیرد. نتایج نشان میدهد که سایش اجتماعی صرفاً یک مسئله فردی نیست، بلکه ریشه در بافت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ورزش حرفهای ایران دارد. بنابراین، مدیریت و کاهش سایش اجتماعی نیازمند یک رویکرد یکپارچه و سیستماتیک است. این نتایج می تواند به پیشگیری و طراحی مداخلات مؤثر برای بهبود جو، افزایش طول عمر حرفهای و عملکرد ورزشکاران کمک کند.
پژوهشی کاربردی
درّی دولتخواه لائین؛ رضا اندام؛ حسن بحرالعلوم؛ دیوید کلاترباک
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل نیازهای کوچینگ آکادمیک دانشجویان تربیت بدنی انجام گرفت.
روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها، توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان رشته تربیتبدنی و علوم ورزشی دانشگاههای منطقه ۹ آموزشی کشور ایران بودند. در مرحله تحلیل عاملی اکتشافی 188 ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل نیازهای کوچینگ آکادمیک دانشجویان تربیت بدنی انجام گرفت.
روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها، توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان رشته تربیتبدنی و علوم ورزشی دانشگاههای منطقه ۹ آموزشی کشور ایران بودند. در مرحله تحلیل عاملی اکتشافی 188 نفر و در مرحله تحلیل عاملی تأییدی 200 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر 35 گویه در طیف پنج امتیازی لیکرت بود. بهمنظور شناسایی ساختار عاملی ابزار، از تحلیل عاملی اکتشافی و برای بررسی روایی سازه و برازش مدل از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای آماری اس پی اس اس و لیزرل انجام گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد، 35 گویه شناسایی شده به عنوان کارکردهای کوچینگ آکادمیک، در قالب 5 مؤلفه سازگاری و بهزیستی، توانمندسازی روان شناختی، آمادگی شغلی، پیشرفت تحصیلی و خودمدیریتی تحصیلی طبقه بندی می شوند که در مجموع 86/66 درصد از واریانس سازه را تبیین کردند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز برازش مدل اندازه گیری را تأیید کرد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نیازهای کوچینگ آکادمیک دانشجویان تربیتبدنی ماهیتی چندبعدی داشته و فراتر از حمایت صرفاً آموزشی است. مدل استخراج شده از برازش مطلوب برخوردار بوده و می تواند به عنوان چارچوبی مفهومی برای طراحی برنامههای کوچینگ آکادمیک مبتنی بر نیازهای دانشجویان تربیتبدنی مورد استفاده قرار گیرد.
پژوهشی کاربردی
یوسف یاوری؛ صبا آرتیک؛ رسول فرجی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل و شناسایی دقیق چالشها و مشکلات داوری کاراته در استان آذربایجان شرقی انجام شده است. پژوهش حاضر به روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد.
روششناسی: جامعه آماری پژوهش شامل داوران زن و مرد با حداقل سه سال سابقه و تجربه قضاوت در سطوح استانی، کشوری یا بینالمللی بود. نمونهگیری به صورت هدفمند با انتخاب ۱۲ ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل و شناسایی دقیق چالشها و مشکلات داوری کاراته در استان آذربایجان شرقی انجام شده است. پژوهش حاضر به روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد.
روششناسی: جامعه آماری پژوهش شامل داوران زن و مرد با حداقل سه سال سابقه و تجربه قضاوت در سطوح استانی، کشوری یا بینالمللی بود. نمونهگیری به صورت هدفمند با انتخاب ۱۲ داور (۸ زن و ۴ مرد، میانگین سنی ۴۲ سال) تا رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته (۳۰ تا ۴۵ دقیقهای) جمعآوری و با روش کلایزی در هفت مرحله تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که استان آذربایجان شرقی از ظرفیت ارزشمندی در زمینه داوران برجسته و نیروهای جوان برخوردار است؛ با این حال، تنها بخش محدودی از این پتانسیل بالقوه در عمل مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. چالشها و مشکلات اصلی شناساییشده شامل هزینههای سنگین برای ارتقای درجات داوری، ضعف در حمایتهای مالی، کمبود زیرساختها و تجهیزات استاندارد، مدیریت ناکارآمد مسابقات، تعارضات ناشی از سبکهای مختلف، فقدان شایستهسالاری و بروز سوگیری در فرآیند قضاوت هستند.
نتیجهگیری: برای بهبود وضعیت داوری کاراته در استان، لازم است اصلاحات ساختاری و حمایتی صورت گیرد. تقویت حمایت مالی و انگیزشی، ارتقای زیرساختها و تجهیزات داوری، آموزش مدیران ورزشی، نهادینهسازی شایستهسالاری و مدیریت تعارضات سبکی، میتواند زمینهساز ارتقای عدالت، افزایش مشارکت داوران و بازگشت جایگاه استان در سطح ملی و بینالمللی شود.
پژوهشی کاربردی
حامد سیری؛ مهران نصیری؛ سیاوش خداپرست
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت استعداد داوران فوتبال ایران انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با رویکرد ترکیبی (تحلیل محتوای کیفی و تکنیک دلفی) انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۰ نفر از خبرگان (اعضای فدراسیون فوتبال، کمیته داوران، داوران بینالمللی و اساتید دانشگاهی) گردآوری و با ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت استعداد داوران فوتبال ایران انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با رویکرد ترکیبی (تحلیل محتوای کیفی و تکنیک دلفی) انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۰ نفر از خبرگان (اعضای فدراسیون فوتبال، کمیته داوران، داوران بینالمللی و اساتید دانشگاهی) گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. سپس مؤلفههای استخراجشده در قالب پرسشنامه دلفی در دو راند توسط همان خبرگان مورد ارزیابی و اجماعگیری قرار گرفت.
یافتهها: مدل نهایی مدیریت استعداد داوران در سه مرحله اصلی طراحی شد: ۱) کشف استعداد (شامل زیرمراحل جذب، آموزش/بکارگیری و گزینش نهایی)، ۲) پرورش استعداد (با تأکید بر آموزشهای تخصصی، روانشناختی و فناورانه) و ۳) حفظ و حمایت استعداد (با محوریت عدالت، حمایتهای مادی و معنوی و امنیت شغلی). امکان بازگشت به مراحل قبلی برای حفظ کیفیت نیز در مدل پیشبینی شد.
نتیجهگیری: مدل ارائهشده یک چارچوب جامع و بومی برای نظاممندسازی فرآیند شناسایی، پرورش و نگهداشت داوران نخبه فوتبال ایران است. اجرای این مدل میتواند به تربیت داوران شایسته برای قضاوت در سطوح ملی و بینالمللی و در نهایت به ارتقای کلی کیفیت داوری در کشور منجر شود.
مقاله مستقل
مهسا نوروزی شهری؛ ژاله معماری؛ عباس رضایی پندری؛ مهری پویندهکیا
چکیده
هدف: این پژوهش به مطالعه نقش ساختارهای چندلایه لیگ فوتبال آلمان در برنامه استعدادیابی، استعدادپروری و موفقیت تیمهای حرفهای و ملی پرداخته است.
روششناسی: این پژوهش، کاربردی و بهروش تحلیل محتوای کیفی- قیاسی انجام شد. نمونهگیری «کلشمار» بوده و جامعه مورد مطالعه شامل تمامی اسناد مرتبط با موضوع پژوهش بود.
یافتهها: یافتهها ...
بیشتر
هدف: این پژوهش به مطالعه نقش ساختارهای چندلایه لیگ فوتبال آلمان در برنامه استعدادیابی، استعدادپروری و موفقیت تیمهای حرفهای و ملی پرداخته است.
روششناسی: این پژوهش، کاربردی و بهروش تحلیل محتوای کیفی- قیاسی انجام شد. نمونهگیری «کلشمار» بوده و جامعه مورد مطالعه شامل تمامی اسناد مرتبط با موضوع پژوهش بود.
یافتهها: یافتهها در قالب 6 تم اصلی و 19 مقوله سازماندهی شدند. تمها به ترتیب شامل ساختار سازمانی سیستم لیگ و حوزههایی چون مدل تصمیمگیری در باشگاهها، جریان اجرایی و نظارتی از سطوح عالی تا عملیاتی، تغییرات ساختاری، مجمع عمومی لیگ، ساختار فدراسیون و فرمول تخصیص درآمدهای حق پخش رسانهای را در برگرفت. ساختار مدیریتی باشگاههای فوتبال و نظام صدور مجوز لیگ که در نه مقوله فرآیند اعطای مجوز به باشگاهها، الزامات قانونی و تأسیس آکادمیها، گواهینامه آکادمیها، مؤلفههای اصلی سیستم فوتبال آلمان، نظام مربیگری، نظام داوری، آکادمیهای محلی و بینالمللی، تورهای مسابقاتی و مدارس فوتبال بود. سطوح رقابتی ردههای جوانان در لیگهای فوتبال، و پایگاه داده DFBnet. درنهایت، ساختار لیگهای حرفهای این کشور که در سه سطح بوندسلیگا، بوندسلیگای دو و لیگ ۳ تبیین شد.
نتیجهگیری: موفقیت در برنامههای استعدادیابی و استعدادپروری، مستلزم اصلاح و ارتقای ساختارهای لیگ در سطوح سنی مختلف و ایجاد فرصتهای یکسان برای مشارکت فعال و شکوفایی توانمندیها در مقاطع مختلف و در سطح کشور میباشد. لذا، فدراسیون و سازمان لیگ همزمان با اجرای برنامههای مدیریت استعدادها بر توسعه لیگها در تمامی سطوح تمرکز کردهاند. بنابراین، مدل عملیاتی معرفی شده به عنوان الگویی کارآمد برای بازطراحی سیستم لیگ فوتبال ایران میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
مقاله مستقل
عابد محمودیان؛ سهیلا مرادی؛ آرش زارعی؛ علی نظریان
چکیده
هدف: تحول هوش مصنوعی در مربیگری ورزش بهطور چشمگیری شتاب گرفته است. برای بهرهمندی از قابلیتهای آن در امر آموزش، برخورداری از سواد هوش مصنوعی برای مربیان ورزشی یک امر بسیار حیاتی است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل سواد هوش مصنوعی در مربیان ورزشی با مطالعه موردی مربیان استان کردستان انجام پذیرفت.
روششناسی: روش تحقیق از نوع ...
بیشتر
هدف: تحول هوش مصنوعی در مربیگری ورزش بهطور چشمگیری شتاب گرفته است. برای بهرهمندی از قابلیتهای آن در امر آموزش، برخورداری از سواد هوش مصنوعی برای مربیان ورزشی یک امر بسیار حیاتی است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل سواد هوش مصنوعی در مربیان ورزشی با مطالعه موردی مربیان استان کردستان انجام پذیرفت.
روششناسی: روش تحقیق از نوع کمی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری بود. تعداد 208 نفر از مربیان ورزشی براساس روش نمونهگیری تصادفی و دسترس بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامههای دانش درک شده از چن و همکاران (2020)، بکارگیری از وانگ و ژانگ (2020)، اخلاق و ارزیابی از بای و چانگ (2015) بودند که برای تأیید روایی صوری و محتوایی آنها از نظرات خبرگان، برای روایی سازه از آزمون تحلیل عاملی تأییدی و برای پایایی از آزمونهای آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده گردید.
نتایج: یافتهها حاکی از آن هستند بکارگیری هوش مصنوعی با ضریب 84/0 روی دانش درک شده هوش مصنوعی، با ضریب 15/0 روی ارزیابی کاربرد هوش مصنوعی و با ضریب 78/0 روی اخلاق هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، دانش درک شده هوش مصنوعی و اخلاق هوش مصنوعی به ترتیب با با ضرایب 14/0 و 62/0 روی ارزیابی کاربرد هوش مصنوعی تأثیر مثبتو معناداری دارند. در نهایت، دانش درک شده هوش مصنوعی و اخلاق هوش مصنوعی به ترتیب با ضرایب 11/0 و 49/0 رابطه میان بکارگیری هوش مصنوعی و ارزیابی کاربرد هوش مصنوعی در میان مربیان ورزشی استان کردستان را میانجیگری میکنند.
پژوهشی کاربردی
مرضیه خلیفه سلطانی؛ بهاره رحمانیان کوشککی
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، تاثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی با نقش میانجی آموزش بازاریابی کارآفرینانه بود.
روششناسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان علوم ورزشی استان سیستان و بلوچستان بودند که تعداد 271 نفر به عنوان نمونه آماری از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر، تاثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی با نقش میانجی آموزش بازاریابی کارآفرینانه بود.
روششناسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان علوم ورزشی استان سیستان و بلوچستان بودند که تعداد 271 نفر به عنوان نمونه آماری از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری دادهها شامل پرسشنامههای آموزش بازاریابی کارآفرینانه پلتیر و اسکوواتی (2010)، آموزش کارآفرینی پونی و همکاران (2018) و قصد کارآفرینانه لینان و چن (2009) بود. برای بررسی روایی پرسشنامهها از روایی صوری و محتوایی استفاده شد و پایایی کلی پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، بررسی گردید. دادهها از طریق روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل تحلیل شد.
یافتهها: نتایج حاکی از ارتباط مثبت، مستقیم و معنیدار آموزش کارآفرینی و آموزش بازاریابی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی بود. یافته دیگر پژوهش نشان داد که آموزش کارآفرینی بر آموزش بازاریابی کارآفرینانه ارتباط مثبت، مستقیم و معنیدار دارد. همچنین ارتباط مثبت و غیر مستقیم آموزش کارآفرینی از طریق نقش واسطهای آموزش بازاریابی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی تایید شد.
نتیجهگیری: به منظور ارتقاء قصد کارآفرینانه دانشجویان علوم ورزشی، ضروری است که مسئولان و برنامهریزان حوزه آموزش عالی و دانشگاهها، آموزشهای بازاریابی کارآفرینانه را بهعنوان جزء لاینفک برنامههای آموزشی کارآفرینی در نظر گرفته و به صورت نظاممند اجرا نمایند. اتخاذ این رویکرد میتواند به طور چشمگیری موجب تقویت مهارتهای بازاریابی و افزایش انگیزه کارآفرینی در دانشجویان گردد.
مقاله مستقل
زینب رئیسی؛ کاظم چراغ بیرجندی
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل مربیگری در محیط کار در ادارت ورزش و جوانان شرق کشور بود.
روش شناسی: این پژوهش در چهارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش پژوهش داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری کلیه خبرگان مربوط به موضوع پژوهش شامل مدیران کل و مدیران ادارات ورزش و جوانان استان های شرق کشور و پژوهشگران حوزه رفتارسازمانی بودند. نمونه ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل مربیگری در محیط کار در ادارت ورزش و جوانان شرق کشور بود.
روش شناسی: این پژوهش در چهارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش پژوهش داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری کلیه خبرگان مربوط به موضوع پژوهش شامل مدیران کل و مدیران ادارات ورزش و جوانان استان های شرق کشور و پژوهشگران حوزه رفتارسازمانی بودند. نمونه آماری 12 نفر از افراد خبره بودند که به صورت نمونهگیری هدفمند برای مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شدند. مصاحبهها تا مرحله اشباع نظری ادامه یافتند. دادهها همزمان با جمعآوری اطلاعات با استفاده از روش استراس و کوربین تحلیل شدند. اعتبار دادهها براساس درصد توافق درون موضوعی برابر با 86/0 مورد تأیید قرار گرفت. اشباع نظری در این پژوهش با انجام 12 مصاحبه به دست آمد.
یافته ها: . نتایج نشان داد که 84 کد اولیه با 17 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی درقالب ابعاد پنجگانه مدل پارادایمی شامل: شرایط علی، شرایط مداخله گر، ویژگیهای زمینهای، راهبردها و پیامدها، الگوی مربیگری در محیط کار در ادارت ورزش و جوانان شرق کشور را تشکیل دادند.
نتیجهگیری: پیشنهاد می شود، سازمانها، توسعه مهارتهای مربیگری را به عنوان بخشی از فرآیند توسعه حرفهای در نظر بگیرند. آموزشهای مربیگری، کارگاهها و فرصتهای یادگیری درونسازمانی فراهم میشود تا اعضا بتوانند نقش مربی را در رشد دیگران بر عهده بگیرند.
مقاله مستقل
جهانگیر روحانی؛ فریده شریفی فر؛ اکبر آفرینش خاکی
چکیده
هدف: هدف از این پژوهش، طراحی نظام سنجش و توسعه شایستگیهای فراتخصصی در کارکنان معاونتهای تربیتبدنی و سلامت آموزشوپرورش شهر تهران با تمرکز بر نقش کلیدی ادراک فراشایستگی بود.
روش شناسی: این پژوهش از نوع توسعهای-کاربردی و با رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون و مصاحبههای عمیق ...
بیشتر
هدف: هدف از این پژوهش، طراحی نظام سنجش و توسعه شایستگیهای فراتخصصی در کارکنان معاونتهای تربیتبدنی و سلامت آموزشوپرورش شهر تهران با تمرکز بر نقش کلیدی ادراک فراشایستگی بود.
روش شناسی: این پژوهش از نوع توسعهای-کاربردی و با رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون و مصاحبههای عمیق با ۲۲ نفر از خبرگان حوزه تربیتبدنی و مدیریت منابع انسانی، مضامین سازنده نظام استخراج شد. نتایج تحلیل مضمون منجر به شناسایی ۹ مضمون سازماندهنده (۴ بعد فراشایستگی و ۵ بعد شایستگی فراتخصصی) و ۶۵ مضمون پایه شد که ساختار مدل مفهومی را تشکیل داد. در فاز کمی، برای سنجش و اولویتبندی ساختار مدل، از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره فازی استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل دیمتل فازی قویاً نشان داد که تمامی ابعاد ادراک فراشایستگی (مانند بازاندیشی شناختی و مدیریت انطباق) بهعنوان عوامل ریشهای و علّی در سیستم عمل میکنند و شایستگیهای فراتخصصی (مانند رهبری و نوآوری) در موضع معلولی و تأثیرپذیر قرار دارند. در ادامه، نتایج ANP فازی نیز این اولویتبندی را تأیید کرد و مشخص نمود که ۴ مضمون فراشایستگی بیشترین وزن (حدود ۴۹ درصد) را در ساختار نظام دارند، بهطوریکه مدیریت انطباق و انعطافپذیری شایستگیها بهعنوان مهمترین بعد شناخته شد.
نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، نظام نهایی توسعه طراحی شد که تأکید اصلی آن، اولویتبخشی به توسعه قابلیتهای فراشناختی (فراشایستگی) کارکنان است تا بهبود مهارتهای فراتخصصی بهصورت پایدار و خودتنظیم در آنان صورت پذیرد. اجرای این نظام میتواند اثربخشی برنامههای توسعه حرفهای در معاونتهای تربیتبدنی را بهطور قابلملاحظهای ارتقاء بخشد.
مقاله مستقل
زهره موسوی؛ آذر محققیان؛ سجاد سلطان حسینی
چکیده
هدف: شایستهگزینی و شایستهپروری روسای هیاتهای ورزشی، از جمله پیشنیازهای ارتقای عملکرد و اثربخشی مدیریتی در ورزش است. هدف این پژوهش، اولویت بندی شایستگیهای حرفهای روسای هیاتهای ورزشی با بهرهگیری از تحلیل کارکردی شغل و آنتروپی شانون بود.
روششناسی: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) است. ...
بیشتر
هدف: شایستهگزینی و شایستهپروری روسای هیاتهای ورزشی، از جمله پیشنیازهای ارتقای عملکرد و اثربخشی مدیریتی در ورزش است. هدف این پژوهش، اولویت بندی شایستگیهای حرفهای روسای هیاتهای ورزشی با بهرهگیری از تحلیل کارکردی شغل و آنتروپی شانون بود.
روششناسی: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) است. در مرحله نخست، از روش تحلیل کارکردی شغل برای شناسایی شایستگیها استفاده شد و در مرحله دوم، از تکنیک آنتروپی شانون به عنوان ابزاری کمکی برای اولویتبندی شایستگیهای استخراجشده بهره گرفته شد. جامعه آماری مرحله نخست شامل ۱۲ نفر از روسای هیأتهای ورزشی، مدیران باسابقه در ادارات ورزش و جوانان و متخصصان حوزه مدیریت ورزشی و روانشناسان صنعتی و سازمانی در سطح کشور ایران بود. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شد. مشارکتکنندگان در مرحله دوم، ۱۷ نفر از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی بودند. در این مرحله، مؤلفههای شغلی با استفاده از پرسشنامه محققساخته و به روش آنتروپی شانون اولویتبندی شدند.
یافتهها: تحلیل یافتههای پژوهش به شناسایی ۵ بعد اصلی (شایستگیهای مدیریتی، ارتباطی، دانشی، شخصیتی و اقتصادی) و ۲۵ مفهوم اختصاصی انجامید که با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون بر اساس اهمیت و تأثیر آنها بر عملکرد هیأت اولویتبندی شدند. بر این اساس، شاخصهای اقتصادی بالاترین اولویت را کسب کردند. در مقابل، شاخصهای تصمیمگیری پایه کمترین اولویت را به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر ضرورت توجه نظاممند به شایستهپروری مدیران و طراحی برنامههای آموزشی مبتنی بر نیازهای واقعی شغلی در ورزش کشور است.
پژوهشی کاربردی
فرشته نبی زاده؛ لیلی صفری
چکیده
هدف: پژوهش با هدف تبیین مدل توسعه مشارکت اجتماعی در فعالیتهای داوطلبانه ورزشی دانشگاههای ایران انجام شد.
روششناسی: پژوهش با راهبرد کیفی، رویکرد استقرایی و روش نظریه دادهبنیاد نظاممند استراوس و کوربین اجرا شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۵ نفر از خبرگان و افراد دارای تجربه مرتبط در حوزه مدیریت ورزشی، ورزش دانشگاهی، فعالیتهای ...
بیشتر
هدف: پژوهش با هدف تبیین مدل توسعه مشارکت اجتماعی در فعالیتهای داوطلبانه ورزشی دانشگاههای ایران انجام شد.
روششناسی: پژوهش با راهبرد کیفی، رویکرد استقرایی و روش نظریه دادهبنیاد نظاممند استراوس و کوربین اجرا شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۵ نفر از خبرگان و افراد دارای تجربه مرتبط در حوزه مدیریت ورزشی، ورزش دانشگاهی، فعالیتهای داوطلبانه و امور فرهنگی دانشگاه بودند که با نمونهگیری هدفمند، نظری و گلولهبرفی تا دستیابی به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرمافزار MAXQDA 2020 تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل دادهها به استخراج ۲۱۴ کد اولیه، ۵۹ مفهوم و ۲۱ مقوله اصلی انجامید. مقولهها در قالب شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها سازماندهی و در شش بعد فردی ـ شخصیتی، ساختاری ـ محیطی، اجتماعی ـ تعاملی، اجتماعی ـ ارزشی، آموزشی ـ توسعهای و تعهد داوطلبانه و سرمایه اجتماعی یکپارچه شدند. محدودیت منابع، ضعف حمایت نهادی، بوروکراسی اداری و موانع فرهنگی از عوامل بازدارنده مشارکت پایدار بودند.
نتیجهگیری: توسعه مشارکت اجتماعی در این حوزه مستلزم تقویت همزمان سرمایه اجتماعی، حمایت سازمانی، آموزشهای مشارکتمحور و سیاستگذاری فرهنگی است. طراحی برنامههای حمایتی و توسعه زیرساختهای فرهنگی و آموزشی میتواند مشارکت پایدار دانشجویان را تقویت کند.
مقاله مستقل
ناصر بای؛ عاطفه کاغذلو؛ حمزه اکبری
چکیده
هدف از انجام این پژوهش مطالعه اثر قرارداد روانشناختی بر شایستگی شغلی معلمان تربیتبدنی با نقش میانجی بازآفرینی شغلی بود.
برای اجرای این پژوهش روش تحقیق پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان تربیتبدنی استان گلستان (706 نفر) بود که از این تعداد 250 معلم بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری ...
بیشتر
هدف از انجام این پژوهش مطالعه اثر قرارداد روانشناختی بر شایستگی شغلی معلمان تربیتبدنی با نقش میانجی بازآفرینی شغلی بود.
برای اجرای این پژوهش روش تحقیق پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان تربیتبدنی استان گلستان (706 نفر) بود که از این تعداد 250 معلم بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل سه پرسشنامه استاندرد قرارداد روانشناختی (یعقوبی و همکاران، 2022)، بازآفرینی شغلی (سورا و همکاران، 2018) و شایستگی شغلی (آریکانتو و همکاران، 2021) بود. روایی پرسشنامهها به دو شیوه ظاهری و محتوایی بررسی و تأیید شد و در یک مطالعه مقدماتی ضریب پایایی پرسشنامههای قرارداد روانشناختی، بازآفرینی شغلی و شایستگی شغلی بهترتیب 81/0، 80/0 و 77/0 محاسبه شدند. برای تحلیل دادهها، از آمار توصیفی و استنباطی (مدلیابی معادلات ساختاری) استفاده شد.
نتایج پژوهش نشان داد قرارداد روانشناختی اثر مثبت و معنیداری بر بازآفرینی شغلی معلمان تربیتبدنی دارد. همچنین نتایج مشخص نمود اثر قرارداد روانشناختی بر شایستگی شغلی معلمان تربیتبدنی مثبت و معنیدار است. در نهایت، اثر مثبت و معنیدار قرارداد روانشناختی بر شایستگی شغلی معلمان تربیتبدنی با نقش میانجی بازآفرینی شغلی تأیید شد.
با توجه به نتایج میتوان چنین نتیجهگیری نمود که تقویت قرارداد روانشناختی معلمان تربیتبدنی با شغل خود میتواند پیامدهای مثبتی مانند افزایش توانایی بازآفرینی شغلی و بهبود شایستگی شغلی آنها را به همراه داشته باشد. بر این اساس، توجه به نیازهای شغلی و شخصی معلمان تربیتبدنی، دادن استقلال شغلی و ایجاد یک محیط حمایتی در مدارس که بتواند رشد و توسعه معلمان تربیتبدنی را تسهیل نماید پیشنهاد میشود.