نظریه سقف شیشه‌ای در حوزه ورزش بانوان: مقایسه تطبیقی و ارائه یک مدل کمی

نوع مقاله: پژوهشی کاربردی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای دانشگاه تبریز

2 استادیار دانشگاه تبریز

3 استادیار پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی

10.22044/shm.2020.7995.1905

چکیده

هدف: هدف از انجام این تحقیق تبیین مدل احساس سقف شیشه‌ای در زنان سطوح ارشد مدیریتی ورزش ایران و مقایسه آن با کشورهای منتخب بود. روش شناسی: تحقیق از نوع کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات آمیخته می باشد. جامعه آماری مدیران و کارشناسان خبره ورزشی در حوزه بانوان، ورزشکاران و اعضای هیئت‌علمی بود که به‌صورت هدفمند برای مصاحبه‌های کیفی انتخاب وبا نمونه‌گیری گلوله برفی و انتخاب خبرگان با حداکثر نوسان مورد مصاحبه قرار گرفت. جامعه آماری در بخش کمی کلیه مدیران زن وزارت ورزش و جوانان، فدراسیونهای ورزشی، ادارات کل ورزش و جوانان و کارشناسان خبره زن وزارت ورزش و جوانان بودند که با نمونه گیری کل شمار تعداد 94 پرسشنامه و 19 نفر به روش در دسترس و هدفمند و از طریق ایمیل و واتزآپ به عنوان مدیران زن خارج از کشور انتخاب و پرسشنامه تکمیل کردند. یافته ها: اولویتبندی موانع مدیریتی برای زنان در سطوح ارشد مدیریتی ورزش ایران نشان داد بالاترین اولویت مربوط به موانع مدیریتی و پایین ترین اولویت مربوط به موانع فردی می‌باشد. بین موانع فرهنگی (55/21=t)، موانع اجتماعی(26/17=t)، موانع سازمانی(98/29=t)، موانع مدیریتی(72/11=t)، موانع قانونی (92/22=t)، موانع سیاسی(63/17=t) و همچنین میزان احساس سقف شیشه ای(019/24=t) در مدیران ورزشی زن ایران و سایر کشورها تفاوت معنی داری وجود دارد ودر تمامی موارد میانگین موانع احساس شده در مدیران ورزشی زن ایرانی بالاتر بود (01/0=p)، اما بین موانع فردی و خانوادگی تفاوت معنی داری مشاهده نشد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد به طور معنی‌داری احساس سقف شیشه‌ای در نمونه‌های تحقیق بالاتر از متوسط قرار دارد(01/0=p، 18/6=t).

کلیدواژه‌ها