سایر مقالات
پیامدهای نگرشی منابع انسانی در ورزش مانند، رضایت شغلی، تعهد شغلی و سازمانی و ...
اعظم صابری؛ حوریه دهقانپوری؛ حسن بحرالعلوم
چکیده
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دلبستگی شغلی بر عملکرد دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی با نقش تعدیلگر استرس شغلی میباشد.
: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ زمانی مقطعی، از نظر شیوۀ جمعآوری دادهها توصیفی- همبستگی و از نوع تحقیقات کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی در سال تحصیلی ...
بیشتر
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دلبستگی شغلی بر عملکرد دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی با نقش تعدیلگر استرس شغلی میباشد.
: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ زمانی مقطعی، از نظر شیوۀ جمعآوری دادهها توصیفی- همبستگی و از نوع تحقیقات کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی در سال تحصیلی 1403-1402 بودند (2057 نفر). حجم نمونه با بهرهگیری از نظریه کلاین (2014) و با توجه به تعداد گویهها بین 350-70 تخمین زده شد. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامههای دلبستگی شغلی کانونگو (1982)، عملکرد شغلی پاترسون و هازبند (1970) و استرس شغلی هلریگل و اسلوکام (2004) بود. پایایی پرسشنامهها با آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. روایی پرسشنامهها با نظرات 10 نفر از اساتید مدیریت ورزشی و دبیران تربیت بدنی مورد تأیید قرار گرفت. پس از توزیع پرسشنامهها به شیوه در دسترس، 223 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیهوتحلیل دادهها به روش مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار پیالاس انجام شد.
نتایج نشان داد که دلبستگی شغلی بر عملکرد دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی تأثیر مستقیم و معناداری دارد. نتایج تحلیل مدل پژوهش نیز نشان داد که استرس شغلی در ارتباط بین دلبستگی شغلی و عملکرد شغلی دبیران تربیت بدنی استان خراسان رضوی نقش تعدیلگر ندارد.
براساس نتایج اگرچه استرس شغلی در این مطالعه نقش تعدیلگر نداشت، اما این نتیجه به معنای بیاهمیتی استرس نیست، بلکه نشان میدهد که در محیطهای کاریِ سرشار از دلبستگی و فعالیتهای پویا، عوامل انگیزشی ممکن است بر چالشهای استرسزا غلبه کنند.
مقاله مستقل
آینده پژوهی در منابع انسانی در ورزش
نسرین السادات خانبابایی؛ طیبه سادات زرگر؛ اکبر آفرینش خاکی
چکیده
هدف: فساد در مدیریت ورزش بهعنوآنیکی از چالشهای مهم و چندبعدی، تأثیرات منفی گستردهای بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مدیریتی و منابع انسانی برجای میگذارد. پژوهش حاضر باهدف چالشهای سیاسی و ساختاری در مقابله با فساد در مدیریت ورزش: با تأکید بر اصلاح منابع انسانی، با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجامشده است.
روششناسی: ...
بیشتر
هدف: فساد در مدیریت ورزش بهعنوآنیکی از چالشهای مهم و چندبعدی، تأثیرات منفی گستردهای بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مدیریتی و منابع انسانی برجای میگذارد. پژوهش حاضر باهدف چالشهای سیاسی و ساختاری در مقابله با فساد در مدیریت ورزش: با تأکید بر اصلاح منابع انسانی، با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجامشده است.
روششناسی: دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۷ نفر از خبرگان حوزه مدیریت، سیاستگذاری ورزشی، حقوق، رسانه و نهادهای نظارتی گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون بررسی شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که سه مضمون فراگیر شامل «سیاستزدگی در ساختار مدیریت ورزش»، «ناکارآمدی ساختارهای نظارتی و کنترلی» و «فساد در چرخه مالی و رسانهای ورزش» بهعنوان مهمترین چالشهای سیاسی شناسایی شدند. در مقابل، ۴ مضمون فراگیر راهبردی شامل «حکمرانی شفاف در مدیریت ورزش»، «اصلاح ساختار منابع انسانی ورزش»، «نوسازی نهادی در مدیریت ورزش» و «پشتوانه قانونی مقابله با فساد» بهعنوان راهکارهای اجرایی استخراج شدند.
نتیجهگیری: همچنین، ماتریس پیوندی بین چالشها و راهبردها تدوین گردید تا امکان طراحی مدلهای سیاستگذاری دقیقتری فراهم گردد. نتایج این پژوهش میتواند به ارتقای شفافیت، پاسخگویی و سلامت اداری در مدیریت ورزش کشور کمک کرده و الگویی عملیاتی برای سایر بخشهای مدیریتی کشور ارائه دهد.
مقاله مستقل
مدیریت استعداد و رهبری در منابع انسانی در ورزش
رزگار پورمعروف؛ علی افروزه
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف بررسی مسیر حرفهای گیمرهای ورزشهای الکترونیکی در ایران با تمرکز بر چالشها از منظر نظریه تقاضا و منابع شغلی انجا شد.
روششناسی: پژوهش بر مبنای رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیکی انجام گرفت و بر تجربیات زیسته ۱۴ گیمر حرفهای مرد که دارای سابقه حضور تیمی در سطح ملی و کشوری بودند، تمرکز داشت. دادهها از طریق مصاحبههای ...
بیشتر
هدف: این پژوهش با هدف بررسی مسیر حرفهای گیمرهای ورزشهای الکترونیکی در ایران با تمرکز بر چالشها از منظر نظریه تقاضا و منابع شغلی انجا شد.
روششناسی: پژوهش بر مبنای رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیکی انجام گرفت و بر تجربیات زیسته ۱۴ گیمر حرفهای مرد که دارای سابقه حضور تیمی در سطح ملی و کشوری بودند، تمرکز داشت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته در جریان مسابقات رسمی گردآوری شدند و با تحلیل تم به روش قیاسی و در چارچوب نظریه تقاضا و منابع شغلی مورد بررسی قرار گرفتند. کدگذاری دادهها در دو دسته تقاضاهای شغلی و منابع شغلی انجام شد و از معیارهای گوبا و لینکلن برای سنجش اعتبار دادهها استفاده شد.
یافته: یافتههای پژوهش نشان داد گیمرهای حرفهای ایرانی با فشارهای روانی، تداخل زندگی و بازی، سبک زندگی ناسالم، کمبود منابع حمایتی، ضعف در آموزش تخصصی و فقدان حمایت تیمی مؤثر مواجهاند که این عوامل موجب فرسایش انگیزشی و تهدید سلامت روانی و جسمی آنان میشود
بحث و نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان میدهد که تجربهی زیستهی گیمرهای حرفهای در ایران، واجد مؤلفههایی پیچیده و چندلایه از تقاضاهای شغلی است که در فضایی فاقد زیرساختهای حمایتی، بهویژه در زمینههای روانی، آموزشی و حقوقی، با فشارهایی مزمن و فرساینده همراه شده است. پیشنهاد میشود نهادهای ورزشهای الکترونیکی در ایران باید با راهاندازی مراکز مشاوره روانی، تقویت سازوکارهای حقوقی و قراردادی، توسعه آموزشهای تخصصی و بهبود زیرساختهای فناوری، شرایط حرفهای گیمرها را بهبود بخشند؛ همچنین حمایت اقتصادی هدفمند و ارتقاء پذیرش اجتماعی گیمرها از جمله اقدامات ضروری برای پایداری این صنعت در ایران است.
مقاله مستقل
آینده پژوهی در منابع انسانی در ورزش
اسماعیل شمسائی؛ لیلا سادات جمشیدیان؛ سید محمد علی میرحسینی
چکیده
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل منتورینگ معکوس در بستر رسانههای دیجیتال با تأکید بر توانمندسازی منابع انسانی در سازمانهای ورزشی انجامشده است. با توجه به تحولات فناوری و نقش فزاینده رسانهها در تعاملات سازمانی، منتورینگ سنتی با چالشهایی مواجه شده و الگوهای نوینتری همچون منتورینگ معکوس در حال گسترشاند. این پژوهش با رویکرد کیفی ...
بیشتر
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل منتورینگ معکوس در بستر رسانههای دیجیتال با تأکید بر توانمندسازی منابع انسانی در سازمانهای ورزشی انجامشده است. با توجه به تحولات فناوری و نقش فزاینده رسانهها در تعاملات سازمانی، منتورینگ سنتی با چالشهایی مواجه شده و الگوهای نوینتری همچون منتورینگ معکوس در حال گسترشاند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۸ نفر از منتورها، منتیها، مدیران منابع انسانی و کارشناسان رسانهای فعال در حوزه ورزش بودند که به روش هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته بود و تحلیل دادهها بر اساس الگوی ششمرحلهای براون و کلارک انجام گرفت. یافتهها در قالب پنج مضمون فراگیر، ده مضمون سازماندهنده و بیستوپنج مضمون پایه استخراج شد. مضامین فراگیر شامل بازتعریف روابط منتور - منتی، نقش رسانههای دیجیتال در بازسازی ساختار منتورینگ، چالشهای اجرایی، پیامدهای توانمندسازی منابع انسانی و الزامات سیاستگذاری و نهادی بودند. نتایج نشان داد که منتورینگ معکوس در بستر رسانهای، با ایجاد تعامل دوسویه و کاهش سلسلهمراتب، منجر به افزایش اعتماد، یادگیری متقابل، توسعه مهارتهای دیجیتال و ارتقای خودکارآمدی کارکنان میشود. درعینحال، تحقق کامل این مدل مستلزم بازنگری در ساختارهای رسمی آموزش، تدوین آییننامههای سازمانی، حمایت نهادی و فراهمسازی زیرساختهای رسانهای است. در پایان، الگویی مفهومی برای منتورینگ معکوس رسانهمحور ارائه شد که میتواند مبنای تصمیمسازی در حوزه مدیریت منابع انسانی ورزشی قرار گیرد.
پژوهشی کاربردی
مدیریت راهبردی منابع انسانی در ورزش
عبدالرحمن حسن المالکی؛ عباس نقی زاده باقی؛ مهرداد محرم زاده؛ فرزاد نوبخت
چکیده
هدف: ورزش هندبال در عراق نیازمند برنامهریزی راهبردی برای توسعه همهجانبه است. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی راهبردهای توسعه ورزش هندبال در عراق بود.
روششناسی: این پژوهش به شیوه کیفی انجام شد و برای تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوای کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون استفاده گردید. نمونه پژوهش را 20 نفر از مربیان، اعضای فدراسیون ...
بیشتر
هدف: ورزش هندبال در عراق نیازمند برنامهریزی راهبردی برای توسعه همهجانبه است. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی راهبردهای توسعه ورزش هندبال در عراق بود.
روششناسی: این پژوهش به شیوه کیفی انجام شد و برای تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوای کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون استفاده گردید. نمونه پژوهش را 20 نفر از مربیان، اعضای فدراسیون هندبال و اساتید دانشگاهی صاحبنظر در این حوزه تشکیل دادند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و در مواردی با رویکرد گلولهبرفی، بر اساس معیارهای تعیینشده انجام شد. به منظور گردآوری اطلاعات از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته استفاده شد.
یافتهها: از تجزیه و تحلیل دادهها 64 کد باز و 11 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی استخراج شد. مضامین اصلی شناسایی شده شامل مدیریت و توسعه سرمایه انسانی (راهبردهای آموزشی و ارتقای مربیان و داوران، راهبردهای آموزش و توسعه حرفهای، راهبردهای استعدادیابی و پرورش، راهبردهای علمی و فناوری)، تقویت زیرساختها و ساختار رقابتی (راهبردهای مسابقات و رویدادها، تقویت زیرساختی و سازمانی، راهبردهای برنامهریزی، راهبردهای مالی و حمایتی) و ارتقای شبکه و ارتباطات (راهبردهای همکاری و مشارکت، راهبردهای بینالمللی و تبادل تجربه، راهبردهای رسانهای و ترویجی) بودند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد توسعه هندبال در عراق نیازمند رویکردی جامع است که ارتقای منابع انسانی، بهبود زیرساختها و گسترش همکاریهای بینسازمانی را بهصورت یکپارچه دنبال کند. بر این اساس، پژوهش حاضر راهکارهایی در سه سطح زمانی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت ارائه میدهد. اجرای این راهکارها با مشارکت نهادهای ذیربط میتواند جایگاه هندبال عراق را در سطح ملی و بینالمللی ارتقا بخشد.
پژوهشی کاربردی
آموزش، یادگیری و توسعه منابع انسانی در ورزش
زهرا رنجگر؛ مهدی بشیری؛ یوسف یاوری
چکیده
هدف: هدف از این پژوهش ارائه الگوی جامعهپذیری شغلی معلّمان تربیتبدنی بود.
روششناسی: پژوهش حاضر کمی و از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه دسترسی به دادهها از نوع پژوهشهای پیمایشی است. جامعه آماری کلیه معلمان تربیتبدنی استان آذربایجانشرقی بودند که بر اساس آمار ارائه شده، تعداد افراد 1294 نفر بود. با استفاده از جدول کرجسی مورگان ...
بیشتر
هدف: هدف از این پژوهش ارائه الگوی جامعهپذیری شغلی معلّمان تربیتبدنی بود.
روششناسی: پژوهش حاضر کمی و از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه دسترسی به دادهها از نوع پژوهشهای پیمایشی است. جامعه آماری کلیه معلمان تربیتبدنی استان آذربایجانشرقی بودند که بر اساس آمار ارائه شده، تعداد افراد 1294 نفر بود. با استفاده از جدول کرجسی مورگان 297 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده و طبقهای به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه واسکوئز و والهد (2023) استفاده شد. برای سنجش روایی پرسشنامه، پس از بررسی روایی صوری، شاخص روایی محتوایی و شاخص نسبت روایی محتوایی نیز محاسبه شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق تحلیل عامل تاییدی و آزمون بوت استراپ با نرمافزار Smart PLS-3 صورت گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از اولویتبندی عوامل نشان داد عامل فرهنگپذیری (گرایش مربیگری) در رتبه اول، فرهنگپذیری (گرایش تدریس) در رتبه دوم، جامعهپذیری سازمانی رتبه سوم و جامعهپذیری حرفهای رتبه چهارم را دارا است. حصول مقدار ضریب همبستگی مرتبه دوم برای کل الگو به اندازه703/0، شاخص GoF به اندازه 861/0 نشان داد مدل در حد قوی مورد تایید است.
نتیجهگیری: جامعهپذیری شغلی معلمان تربیتبدنی نشان میدهد که این فرآیند تأثیرات عمیق و گستردهای بر کیفیت آموزش در جوامع دارد و سرمایهگذاری در برنامههای آموزشی، حمایتهای حرفهای و ایجاد محیطهای کاری مناسب میتواند به بهبود جامعهپذیری معلمان و در نتیجه بهبود کیفیت آموزش تربیت بدنی منجر شود.
پژوهشی کاربردی
آموزش، یادگیری و توسعه منابع انسانی در ورزش
اکبر جابری؛ فرزانه مظلومی سوینی؛ حمیده ایرانمنش
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سواد رسانهای بر تمایل به یادگیری الکترونیکی با نقش میانجی هوش فضایی دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1404 انجام شد.
روششناسی: این پژوهش میدانی یک مطالعة توصیفی- همبستگی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان ...
بیشتر
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سواد رسانهای بر تمایل به یادگیری الکترونیکی با نقش میانجی هوش فضایی دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1404 انجام شد.
روششناسی: این پژوهش میدانی یک مطالعة توصیفی- همبستگی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری دانشجویان کارشناسی رشتة علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان به تعداد 326 نفر بودند. بر اساس فرمول تعیین نمونه در مدلیابی معادلات ساختاری (5q≤ n≤ 15q)، 102 نفر به صورت هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. تمایل به یادگیری الکترونیکی با اقتباس از پرسشنامه لی (2010)، سواد رسانهای با پرسشنامه کاک و باروت (2016) و هوش فضایی با پرسشنامه تیری و نوکلاینن (2008) اندازهگیری شدند. به منظور تحلیل توصیفی و استنباطی از نرم افزارهایSPSS نسخه 20 و PLS نسخه سه استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که سواد رسانهای هم بر تمایل به یادگیری الکترونیکی (28/0=β) و هم بر هوش فضایی (31/0=β) تأثیر معناداری داشته است. تأثیر هوش فضایی نیز بر تمایل به یادگیری الکترونیکی مثبت و معنادار گزارش گردید (33/0=β). بر اساس آزمون سوبل سواد رسانهای از طریق هوش فضایی بر تمایل به یادگیری الکترونیکی تأثیرگذار بوده است. مقدار شاخص GOF نیز حاکی از برازش مطلوب مدل پژوهش بود.
نتیجهگیری: با توجه به گرایش روزافزون به شیوههای نوین آموزش، نتایج این پژوهش میتواند حامل پیامهای ارزشمندی برای مدرسان، متولیان و سیاستگذاران حوزة آموزش علوم ورزشی باشد. یافتهها بیانگر این واقعیت است که سواد رسانهای در کنار تقویت هوش فضایی می-تواند زمینة گرایش دانشجویان علوم ورزشی به یادگیری الکترونیک را فراهم نماید.
سایر مقالات
آینده پژوهی در منابع انسانی در ورزش
محبوبه روزبهانی؛ طاهره موسوی راد؛ عبدالرحیم شهردرازی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل شکلگیری فساد مدیریتی در مدیریت استعداد باشگاههای فوتبال پایه استان تهران انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها ترکیبی (کیفی–کمی) بود. در بخش کیفی، با استفاده از روش دلفی فازی و نظر ۲۰ نفر از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی و باشگاههای فوتبال استان تهران، ۴۲ شاخص ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل شکلگیری فساد مدیریتی در مدیریت استعداد باشگاههای فوتبال پایه استان تهران انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها ترکیبی (کیفی–کمی) بود. در بخش کیفی، با استفاده از روش دلفی فازی و نظر ۲۰ نفر از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی و باشگاههای فوتبال استان تهران، ۴۲ شاخص اولیه شناسایی شد. این شاخصها طی سه مرحله اجماع، در قالب پنج بُعد اصلی مالی، اخلاقی، سازمانی، سیاسی و فرهنگی–اجتماعی طبقهبندی گردید. ضریب توافق کندال از 41/0 در دور نخست به 71/0 در دور سوم افزایش یافت که بیانگر همگرایی دیدگاه خبرگان بود. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران، معاونان، سرمربیان و مربیان باشگاههای فوتبال پایه شهر تهران بود. از ۳۰۰ پرسشنامه توزیعشده، ۲۷۸ پرسشنامه سالم جمعآوری شد. پرسشنامه محققساخته بر اساس یافتههای کیفی طراحی و روایی محتوایی آن توسط خبرگان و روایی سازه با تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالاتر از 7/0 مناسب ارزیابی گردید. دادهها با مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد عوامل مالی، اخلاقی و سازمانی بیشترین اثر مستقیم را بر شکلگیری فساد مدیریتی دارند، در حالیکه عوامل سیاسی و فرهنگی–اجتماعی اثر ضعیفتر اما معناداری داشتند. همچنین، مدیریت استعداد استراتژیک و توافق سازمانی از مهمترین عوامل اثرگذار در کاهش فساد مدیریتی بودند.
نتیجهگیری: استقرار سیاستهای شفاف، تقویت نظامهای کنترلی و اتخاذ رویکرد راهبردی در مدیریت استعداد میتواند نقش مؤثری در پیشگیری از فساد مدیریتی در فوتبال پایه ایفا کند.
پژوهشی کاربردی
کارکردهای مدیریت منابع انسانی در ورزش
رضا رحیمی؛ سید رضا حسینی نیا؛ هادی باقری
چکیده
چکیده:
هدف: ورزشکاران بهعنوان الگوهای اجتماعی، همواره در بستر پیچیدهای از تعاملات بینفردی و اجتماعی قرار دارند. با این حال، این تعاملات همیشه مثبت نبوده و در مواردی میتواند به شکلگیری پدیدهای موسوم به «سایش اجتماعی» بینجامد. هدف از این پژوهش، شناسایی پیشایندها و پیامدهای سایش اجتماعی در میان ورزشکاران ایرانی بود.
روش شناسی: ...
بیشتر
چکیده:
هدف: ورزشکاران بهعنوان الگوهای اجتماعی، همواره در بستر پیچیدهای از تعاملات بینفردی و اجتماعی قرار دارند. با این حال، این تعاملات همیشه مثبت نبوده و در مواردی میتواند به شکلگیری پدیدهای موسوم به «سایش اجتماعی» بینجامد. هدف از این پژوهش، شناسایی پیشایندها و پیامدهای سایش اجتماعی در میان ورزشکاران ایرانی بود.
روش شناسی: این مطالعه از نوع کیفی است که با رویکرد استقرایی انجام شده است. مشارکتکنندگان در پژوهش شامل مربیان، داوران، ورزشکاران حرفهای، مدیران باشگاهها، متخصصان حوزه ورزش و رسانهها بودند. مشارکتکنندگان به صورت هدفمند انتخاب شدند و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 18 نفر از آنها جمعآوری شد. پایایی مصاحبهها با استفاده از روش پایایی باز آزمون مورد تایید قرار گرفت. تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) انجام شد.
یافتهها: بر اساس تجزیهوتحلیل دادههای کیفی، عوامل اجتماعی، عوامل رفتاری، عوامل فردی و عوامل اقتصادی به عنوان پیشایندها و تحلیلرفتگی درونی و تنزل کارکردی به عنوان پیامدهای سایش اجتماعی شناسایی شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سایش اجتماعی ورزشکاران پدیدهای چندبعدی و پیچیده است که از تعامل چهار دسته عامل اصلی اجتماعی، رفتاری، فردی و اقتصادی نشأت میگیرد. نتایج نشان میدهد که سایش اجتماعی صرفاً یک مسئله فردی نیست، بلکه ریشه در بافت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ورزش حرفهای ایران دارد. بنابراین، مدیریت و کاهش سایش اجتماعی نیازمند یک رویکرد یکپارچه و سیستماتیک است. این نتایج می تواند به پیشگیری و طراحی مداخلات مؤثر برای بهبود جو، افزایش طول عمر حرفهای و عملکرد ورزشکاران کمک کند.
پژوهشی کاربردی
آموزش، یادگیری و توسعه منابع انسانی در ورزش
درّی دولتخواه لائین؛ رضا اندام؛ حسن بحرالعلوم؛ دیوید کلاترباک
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل نیازهای کوچینگ آکادمیک دانشجویان تربیت بدنی انجام گرفت.
روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها، توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان رشته تربیتبدنی و علوم ورزشی دانشگاههای منطقه ۹ آموزشی کشور ایران بودند. در مرحله تحلیل عاملی اکتشافی 188 ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل نیازهای کوچینگ آکادمیک دانشجویان تربیت بدنی انجام گرفت.
روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها، توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان رشته تربیتبدنی و علوم ورزشی دانشگاههای منطقه ۹ آموزشی کشور ایران بودند. در مرحله تحلیل عاملی اکتشافی 188 نفر و در مرحله تحلیل عاملی تأییدی 200 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر 35 گویه در طیف پنج امتیازی لیکرت بود. بهمنظور شناسایی ساختار عاملی ابزار، از تحلیل عاملی اکتشافی و برای بررسی روایی سازه و برازش مدل از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای آماری اس پی اس اس و لیزرل انجام گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد، 35 گویه شناسایی شده به عنوان کارکردهای کوچینگ آکادمیک، در قالب 5 مؤلفه سازگاری و بهزیستی، توانمندسازی روان شناختی، آمادگی شغلی، پیشرفت تحصیلی و خودمدیریتی تحصیلی طبقه بندی می شوند که در مجموع 86/66 درصد از واریانس سازه را تبیین کردند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز برازش مدل اندازه گیری را تأیید کرد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نیازهای کوچینگ آکادمیک دانشجویان تربیتبدنی ماهیتی چندبعدی داشته و فراتر از حمایت صرفاً آموزشی است. مدل استخراج شده از برازش مطلوب برخوردار بوده و می تواند به عنوان چارچوبی مفهومی برای طراحی برنامههای کوچینگ آکادمیک مبتنی بر نیازهای دانشجویان تربیتبدنی مورد استفاده قرار گیرد.
پژوهشی کاربردی
مدیریت منابع انسانی در ورزش شامل کارکنان حقوق بگیر، نیروهای داوطلب و مشتریان
یوسف یاوری؛ صبا آرتیک؛ رسول فرجی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل و شناسایی دقیق چالشها و مشکلات داوری کاراته در استان آذربایجان شرقی انجام شده است. پژوهش حاضر به روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد.
روششناسی: جامعه آماری پژوهش شامل داوران زن و مرد با حداقل سه سال سابقه و تجربه قضاوت در سطوح استانی، کشوری یا بینالمللی بود. نمونهگیری به صورت هدفمند با انتخاب ۱۲ ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل و شناسایی دقیق چالشها و مشکلات داوری کاراته در استان آذربایجان شرقی انجام شده است. پژوهش حاضر به روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد.
روششناسی: جامعه آماری پژوهش شامل داوران زن و مرد با حداقل سه سال سابقه و تجربه قضاوت در سطوح استانی، کشوری یا بینالمللی بود. نمونهگیری به صورت هدفمند با انتخاب ۱۲ داور (۸ زن و ۴ مرد، میانگین سنی ۴۲ سال) تا رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته (۳۰ تا ۴۵ دقیقهای) جمعآوری و با روش کلایزی در هفت مرحله تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که استان آذربایجان شرقی از ظرفیت ارزشمندی در زمینه داوران برجسته و نیروهای جوان برخوردار است؛ با این حال، تنها بخش محدودی از این پتانسیل بالقوه در عمل مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. چالشها و مشکلات اصلی شناساییشده شامل هزینههای سنگین برای ارتقای درجات داوری، ضعف در حمایتهای مالی، کمبود زیرساختها و تجهیزات استاندارد، مدیریت ناکارآمد مسابقات، تعارضات ناشی از سبکهای مختلف، فقدان شایستهسالاری و بروز سوگیری در فرآیند قضاوت هستند.
نتیجهگیری: برای بهبود وضعیت داوری کاراته در استان، لازم است اصلاحات ساختاری و حمایتی صورت گیرد. تقویت حمایت مالی و انگیزشی، ارتقای زیرساختها و تجهیزات داوری، آموزش مدیران ورزشی، نهادینهسازی شایستهسالاری و مدیریت تعارضات سبکی، میتواند زمینهساز ارتقای عدالت، افزایش مشارکت داوران و بازگشت جایگاه استان در سطح ملی و بینالمللی شود.
پژوهشی کاربردی
مدیریت استعداد و رهبری در منابع انسانی در ورزش
حامد سیری؛ مهران نصیری؛ سیاوش خداپرست
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت استعداد داوران فوتبال ایران انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با رویکرد ترکیبی (تحلیل محتوای کیفی و تکنیک دلفی) انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۰ نفر از خبرگان (اعضای فدراسیون فوتبال، کمیته داوران، داوران بینالمللی و اساتید دانشگاهی) گردآوری و با ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت استعداد داوران فوتبال ایران انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با رویکرد ترکیبی (تحلیل محتوای کیفی و تکنیک دلفی) انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۰ نفر از خبرگان (اعضای فدراسیون فوتبال، کمیته داوران، داوران بینالمللی و اساتید دانشگاهی) گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. سپس مؤلفههای استخراجشده در قالب پرسشنامه دلفی در دو راند توسط همان خبرگان مورد ارزیابی و اجماعگیری قرار گرفت.
یافتهها: مدل نهایی مدیریت استعداد داوران در سه مرحله اصلی طراحی شد: ۱) کشف استعداد (شامل زیرمراحل جذب، آموزش/بکارگیری و گزینش نهایی)، ۲) پرورش استعداد (با تأکید بر آموزشهای تخصصی، روانشناختی و فناورانه) و ۳) حفظ و حمایت استعداد (با محوریت عدالت، حمایتهای مادی و معنوی و امنیت شغلی). امکان بازگشت به مراحل قبلی برای حفظ کیفیت نیز در مدل پیشبینی شد.
نتیجهگیری: مدل ارائهشده یک چارچوب جامع و بومی برای نظاممندسازی فرآیند شناسایی، پرورش و نگهداشت داوران نخبه فوتبال ایران است. اجرای این مدل میتواند به تربیت داوران شایسته برای قضاوت در سطوح ملی و بینالمللی و در نهایت به ارتقای کلی کیفیت داوری در کشور منجر شود.
مقاله مستقل
مدیریت راهبردی منابع انسانی در ورزش
طهماسب شیروانی
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی حکمرانی هوشمند منابع انسانی وزارت ورزش و جوانان ایران بوده است که در سال 1403 انجام گرفته است.
روششناسی: مطالعه حاضر، با رویکرد کیفی و از نوع پژوهشهای اکتشافی انجام شد و به منظور تدوین نظریه، از روش نظریه دادهبنیاد بهره گرفته شد. جامعه تحقیق شامل اعضاء هیات علمی مدیریت ورزشی و مدیریت منابع انسانی ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی حکمرانی هوشمند منابع انسانی وزارت ورزش و جوانان ایران بوده است که در سال 1403 انجام گرفته است.
روششناسی: مطالعه حاضر، با رویکرد کیفی و از نوع پژوهشهای اکتشافی انجام شد و به منظور تدوین نظریه، از روش نظریه دادهبنیاد بهره گرفته شد. جامعه تحقیق شامل اعضاء هیات علمی مدیریت ورزشی و مدیریت منابع انسانی و همچنین مدیران و کارشناسان شاغل در وزارت ورزش و جوانان بود. نمونهگیری به روش هدفمند و گلولهبرفی صورت گرفت و برای گردآوری دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته استفاده شد. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت.
یافتهها: در مرحله کدگذاری باز، ۱۴۲ کد اولیه منحصربهفرد شناسایی گردید. این کدها در قالب ۱۴ مفهوم دستهبندی و سپس در ۶ مقوله کلان سازماندهی شدند.
نتیجهگیری: نوآوری این پژوهش در ارائه یک الگوی بومی حکمرانی هوشمند منابع انسانی مبتنی بر دادههای میدانی وزارت ورزش و جوانان و منطبق با اقتضائات نهادی و مأموریتی این وزارتخانه است. بر اساس نتایج، برای استقرار حکمرانی هوشمند منابع انسانی در وزارت ورزش و جوانان، راهکارهایی نظیر تقویت سرمایه انسانی هوشمند از طریق توانمندسازی و آموزش هدفمند، بازطراحی ساختارها و فرآیندهای منابع انسانی با رویکرد هوشمند و شفاف، توسعه سیاستگذاری و برنامهریزی دادهمحور، و استقرار نظامهای مشارکتی و عدالتمحور در تصمیمگیری منابع انسانی پیشنهاد میشود. همچنین توجه همزمان به فرهنگ سازمانی هوشمند و کاهش موانع اجرایی میتواند زمینه تحقق پیامدهایی چون بهبود عملکرد فردی، سازمانی و فراسازمانی را فراهم آورد.
مقاله مستقل
مدیریت استعداد و رهبری در منابع انسانی در ورزش
مهسا نوروزی شهری؛ ژاله معماری؛ عباس رضایی پندری؛ مهری پویندهکیا
چکیده
هدف: این پژوهش به مطالعه نقش ساختارهای چندلایه لیگ فوتبال آلمان در برنامه استعدادیابی، استعدادپروری و موفقیت تیمهای حرفهای و ملی پرداخته است.
روششناسی: این پژوهش، کاربردی و بهروش تحلیل محتوای کیفی- قیاسی انجام شد. نمونهگیری «کلشمار» بوده و جامعه مورد مطالعه شامل تمامی اسناد مرتبط با موضوع پژوهش بود.
یافتهها: یافتهها ...
بیشتر
هدف: این پژوهش به مطالعه نقش ساختارهای چندلایه لیگ فوتبال آلمان در برنامه استعدادیابی، استعدادپروری و موفقیت تیمهای حرفهای و ملی پرداخته است.
روششناسی: این پژوهش، کاربردی و بهروش تحلیل محتوای کیفی- قیاسی انجام شد. نمونهگیری «کلشمار» بوده و جامعه مورد مطالعه شامل تمامی اسناد مرتبط با موضوع پژوهش بود.
یافتهها: یافتهها در قالب 6 تم اصلی و 19 مقوله سازماندهی شدند. تمها به ترتیب شامل ساختار سازمانی سیستم لیگ و حوزههایی چون مدل تصمیمگیری در باشگاهها، جریان اجرایی و نظارتی از سطوح عالی تا عملیاتی، تغییرات ساختاری، مجمع عمومی لیگ، ساختار فدراسیون و فرمول تخصیص درآمدهای حق پخش رسانهای را در برگرفت. ساختار مدیریتی باشگاههای فوتبال و نظام صدور مجوز لیگ که در نه مقوله فرآیند اعطای مجوز به باشگاهها، الزامات قانونی و تأسیس آکادمیها، گواهینامه آکادمیها، مؤلفههای اصلی سیستم فوتبال آلمان، نظام مربیگری، نظام داوری، آکادمیهای محلی و بینالمللی، تورهای مسابقاتی و مدارس فوتبال بود. سطوح رقابتی ردههای جوانان در لیگهای فوتبال، و پایگاه داده DFBnet. درنهایت، ساختار لیگهای حرفهای این کشور که در سه سطح بوندسلیگا، بوندسلیگای دو و لیگ ۳ تبیین شد.
نتیجهگیری: موفقیت در برنامههای استعدادیابی و استعدادپروری، مستلزم اصلاح و ارتقای ساختارهای لیگ در سطوح سنی مختلف و ایجاد فرصتهای یکسان برای مشارکت فعال و شکوفایی توانمندیها در مقاطع مختلف و در سطح کشور میباشد. لذا، فدراسیون و سازمان لیگ همزمان با اجرای برنامههای مدیریت استعدادها بر توسعه لیگها در تمامی سطوح تمرکز کردهاند. بنابراین، مدل عملیاتی معرفی شده به عنوان الگویی کارآمد برای بازطراحی سیستم لیگ فوتبال ایران میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
مقاله مستقل
فناوریهای نوین و شبکههای اجتماعی و توسعه منابع انسانی در ورزش
عابد محمودیان؛ سهیلا مرادی؛ آرش زارعی؛ علی نظریان
چکیده
هدف: تحول هوش مصنوعی در مربیگری ورزش بهطور چشمگیری شتاب گرفته است. برای بهرهمندی از قابلیتهای آن در امر آموزش، برخورداری از سواد هوش مصنوعی برای مربیان ورزشی یک امر بسیار حیاتی است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل سواد هوش مصنوعی در مربیان ورزشی با مطالعه موردی مربیان استان کردستان انجام پذیرفت.
روششناسی: روش تحقیق از نوع ...
بیشتر
هدف: تحول هوش مصنوعی در مربیگری ورزش بهطور چشمگیری شتاب گرفته است. برای بهرهمندی از قابلیتهای آن در امر آموزش، برخورداری از سواد هوش مصنوعی برای مربیان ورزشی یک امر بسیار حیاتی است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل سواد هوش مصنوعی در مربیان ورزشی با مطالعه موردی مربیان استان کردستان انجام پذیرفت.
روششناسی: روش تحقیق از نوع کمی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری بود. تعداد 208 نفر از مربیان ورزشی براساس روش نمونهگیری تصادفی و دسترس بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامههای دانش درک شده از چن و همکاران (2020)، بکارگیری از وانگ و ژانگ (2020)، اخلاق و ارزیابی از بای و چانگ (2015) بودند که برای تأیید روایی صوری و محتوایی آنها از نظرات خبرگان، برای روایی سازه از آزمون تحلیل عاملی تأییدی و برای پایایی از آزمونهای آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده گردید.
نتایج: یافتهها حاکی از آن هستند بکارگیری هوش مصنوعی با ضریب 84/0 روی دانش درک شده هوش مصنوعی، با ضریب 15/0 روی ارزیابی کاربرد هوش مصنوعی و با ضریب 78/0 روی اخلاق هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، دانش درک شده هوش مصنوعی و اخلاق هوش مصنوعی به ترتیب با با ضرایب 14/0 و 62/0 روی ارزیابی کاربرد هوش مصنوعی تأثیر مثبتو معناداری دارند. در نهایت، دانش درک شده هوش مصنوعی و اخلاق هوش مصنوعی به ترتیب با ضرایب 11/0 و 49/0 رابطه میان بکارگیری هوش مصنوعی و ارزیابی کاربرد هوش مصنوعی در میان مربیان ورزشی استان کردستان را میانجیگری میکنند.
پژوهشی کاربردی
آموزش، یادگیری و توسعه منابع انسانی در ورزش
مرضیه خلیفه سلطانی؛ بهاره رحمانیان کوشککی
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، تاثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی با نقش میانجی آموزش بازاریابی کارآفرینانه بود.
روششناسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان علوم ورزشی استان سیستان و بلوچستان بودند که تعداد 271 نفر به عنوان نمونه آماری از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر، تاثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی با نقش میانجی آموزش بازاریابی کارآفرینانه بود.
روششناسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان علوم ورزشی استان سیستان و بلوچستان بودند که تعداد 271 نفر به عنوان نمونه آماری از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری دادهها شامل پرسشنامههای آموزش بازاریابی کارآفرینانه پلتیر و اسکوواتی (2010)، آموزش کارآفرینی پونی و همکاران (2018) و قصد کارآفرینانه لینان و چن (2009) بود. برای بررسی روایی پرسشنامهها از روایی صوری و محتوایی استفاده شد و پایایی کلی پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، بررسی گردید. دادهها از طریق روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل تحلیل شد.
یافتهها: نتایج حاکی از ارتباط مثبت، مستقیم و معنیدار آموزش کارآفرینی و آموزش بازاریابی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی بود. یافته دیگر پژوهش نشان داد که آموزش کارآفرینی بر آموزش بازاریابی کارآفرینانه ارتباط مثبت، مستقیم و معنیدار دارد. همچنین ارتباط مثبت و غیر مستقیم آموزش کارآفرینی از طریق نقش واسطهای آموزش بازاریابی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی تایید شد.
نتیجهگیری: به منظور ارتقاء قصد کارآفرینانه دانشجویان علوم ورزشی، ضروری است که مسئولان و برنامهریزان حوزه آموزش عالی و دانشگاهها، آموزشهای بازاریابی کارآفرینانه را بهعنوان جزء لاینفک برنامههای آموزشی کارآفرینی در نظر گرفته و به صورت نظاممند اجرا نمایند. اتخاذ این رویکرد میتواند به طور چشمگیری موجب تقویت مهارتهای بازاریابی و افزایش انگیزه کارآفرینی در دانشجویان گردد.